انتخابات و به معنای درست تر رای گیری در ایران برای دوره هشتم مجلس شورای ملی (هرچند به هیچ عنوان اعضای دوره های مختلف پارلمان را نماینده افکار عمومی و در نتیجه شایسته ملقب نمودن به عنوان نماینده ملت نمی دانم) انجام گرفت و نتایج نیز تا حدودی روشن شد.
دلیل اصرار بنده برای بکارگیری عبارت رای گیری به جای انتخابات تاکید تام و تمامی است که رژیم برای جلب شهروندان و بالا بردن اهمیت آن تا درجه عبادت خداوند نمود و به وضوح شرکت و صف ایستادن در صف های دراز رای گیری را به منظور نمایش برای جهانیان از نتایج انتخابات مهمتر اعلام کرد! یعنی در حقیقت آنچه برای سران جمهوری اسلامی از منتهای درجه اهمیت برخوردار است حضور توده ای و ناآگاه مردم از حقوق خود و تنها حضور صحنه پرکن برای ایجاد مشروعیت توده ای برای سران رژیم است، در دنیای مدرن امروز که کشورها گوی سبقت از یکدیگر می ربایند و ملتها هر چه بیشتر خواهان حقوق خویش می شوند این نوع نگاه به ملتی با پیشینه تاریخی کهن و سردمدار کسب حقوق ملی و شهروندی در منطقه و جهان اسلام شایسته ایشان نیست.
به هر روی این رای گیری نیز چون گذشته در اشتباهات محاسباتی احزاب و مردم انجام گرفت، رای گیری که به تمام معنا هوش و ذکاوت مسئولان جمهوری اسلامی را بار دیگر بر تمامی مخالفان ایشان نمایاند، در خواب زدگی مخالفان همچنان به اشتباه تفسیر می گردد!
نتایج تاکیدهای مکرر سران رژیم در ذم تحزب را اکنون بیش از هر زمان دیگری می توان به عینه درک نمود، آنگاهی که در اکثریت شهرستانها به دلیل عدم امکان تبلیغ مناسب از سوی کاندیداها به واسطه هزینه های بالا و مهمتر از آن محدودیت های اعمال شده قانونی جدید، مردم حوزه های انتخابیه بعضا" تا روز انتخابات از تعداد کاندیداها بی خبر بوده و شناخت مناسبی جز از نمایندگان پیشینی که دوباره خود را در معرض انتخاب قرار داده بودند، نداشته اند!
با این اوصاف به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده است که کاندیداهای اصلاح طلب به طور اخص و اپوزیسیون وطن خواه ایرانی به طور اعم تمامی هم خود را بر ایجاد تشکیلات قوی استوار کنند، از سوی دیگر تمامی احزاب ایرانی شرط حضور و شرکت خود را در انتخابات داشتن حداقل یک جریده قرار دهند چرا که تاثیرگذاری آن اظهر من الشمس است و به نوعی می توان هم آن را از حقوق شهروندان ( انتخاب کنندگان) دانست و هم حقوق انتخاب شوندگان.
در پایان ذکر دو مورد نیز خالی از لطف نیست شاید دوستانی این دو مورد را از سیمای جمهوری اسلامی ندیده و نشنیده باشند و یا دقت کافی در آن ننموده باشند.
نخست اینکه در روز رای گیری یکی از خبرنگاران صحبت از شخصی می کرد که او را دیده است و با وی صحبت کرده و آن شخص به خبرنگار گفته از چند روز پیش که در سفر بوده ام شناسنامه ام را همراه آورده ام تا روز رای گری به هر شهری رسیدم بتوانم به وظیفه ام!!! عمل نموده و رای دهم! شاید نیاز به توضیح نباشد که فسلفه وجودی انتخابات ایجاد و به عبارت بهتر اعمال حقی توسط شهروندان به منظور انتخاب نماینده دلخواه و موافق سلیقه چه از نظر فکری چه از نظر هر ملاک دیگری برای دفاع از حقوق انتخاب کننده است، در این میان جایگاه انتخابی چون انتخاب آن شخص موهوم که قصد دست زدن به چنان انتخابی که بدون هیچ شناختی از کاندیداهای شهر میان مسیر وی بوده کجاست؟!
دومین مورد به دعوت آخوندهایی که خود را متولی دین مردم می نامند بر می گردد، آنهایی که تمامی مظاهر مردم سالاری و شرکت مردم در تعیین سرنوشت خود و در کل هر مظهری از مدرنیته را در طول تاریخ مبارزات ملی ایران تا آن هنگام که ملت، اراده خود را بر ایشان تحمیل ننماید حرام اعلام نموده و پس از آن خواهان بدست گیری و مسخ آن توسط خود می شوند! اینان شرکت مردم را در انتخابات عبادت خداوند اعلام نمودند! باید از ایشان پرسید اگر شما به وجود خدا معتقدید و روز قیامت و معاد را باور دارید آیا هیچ پاسخی برای آن هنگام که خداوند از شما خواهد پرسید این وصله ناجور را از کجا بر من چسباندیده اید و از زبان من سخن گفته اید آماده نموده اند؟!
آقایان؛ دنیا پرستی بد است، رهایش کنید، چند صباحی که از عمر سراسر ... باقی مانده را با بدنامی بیشتر طی نکنید.