تبليغاتX
ایرانیان پاک سرشت
سیاسی-اجتماعی

یکی دو روز مانده به راهپیمایی روز 22 بهمن، دولت سهمیه اضافی بنزین به بهانه رفاه هم میهنان در تعطیلات عید  نوروز را اعلام نمود، از آنجایی که هنوز تا تعطیلات عید بیش از یکماه زمان باقیست این عمل دولت را تنها در چهارچوب سیاستهای پوپولیستی و راضی نگهداشتن توده ها در آستانه راهپیمایی به منظور بسیجشان در روز 22 بهمن ماه می توان تفسیر کرد.

در حالیکه در مرحله دوم سهمیه بندی، سهمیه بنزین خودروها از ماهی یکصد لیتر به یکصد و بیست لیتر افزایش یافته بود، تقریبا" می توان گفت هیچ کس انتظار این عمل (اعلام سهمیه مسافرت) را نداشت، در همین جا شایسته می دانم پرانتزی باز کنم و پرسشی از مسئولان محترم دولتی از جمله شخص رئیس جمهور مطرح کنم، اگر سهمیه خودروها در مرحله نخست به میزان متوسط ماهی یکصد لیتر کم بوده است، چرا با مردم فریبی در طول اجرای مرحله نخست طرح تلاش در قبولاندن مصرفی پایین تر از 3.3 لیتر در هر روز برای بیشترینه خوروها در کشور را داشته اند، از سوی دیگر چرا هیچ آماری از میزان مصرف در طی مرحله نخست سهمیه بندی تا کنون و به صورتی شفاف اعلام نشده است؟

با کمی دقت در ترافیک های شهری و بین شهری و حجم بسیار خودروهای تک سرنشین می توان به شکست طرح سهمیه بندی پی برد، البته اینجانب به هیچ عنوان با عبارت "سهمیه بندی" و یا "جیره بندی" برای وضعیت کنونی عرضه بنزین موافق نیستم چرا که تاکنون هیچ دارنده خودرویی با کمبود بنزین مواجه نگشته و هر فردی به راههای گوناگون و فقط با کمی هزینه بیشتر و تحمل قدری مشقت بیهوده توانسته است بنزین مورد احتیاج خود را فراهم نماید، تنها اثر این عملکرد بر افزایش تنش اجتماعی، تورم بوده و تفاوت آن با پیش از سهمیه بندی استفاده از کارت هوشمند سوخت می باشد.

به هر روی با تمامی این تفاسیر به جاست دولت هر چه زودتر دست از مردم فریبی و دادن حق السکوت به ملت از راه آتش زدن به سرمایه های ملی و بین نسلی برداشته و با اعلام نرخ واقعی و به جان خریدن تبعات و پیامدهای این تصمیم نامی نیک از خود در اذهان ایران دوستان باقی گذارد، وگرنه اداره کشور از راه فروش سرمایه های ملی و سیر نمودن شکم مردم از راه درآمدهای حاصل از فروش نفت و دیگر منابع طبیعی از هر فردی برمی آید.

دولتمردان و سیاستمدارن کشور باید همواره چند گام از مردم خویش جلوتر بوده و بنا بر مصلحتی که تشخیص می دهند البته در زیر سایه نظارت عمومی که تبلور واقعی آن در قالب پارلمانی ملی است رفتار نمایند.

+ نوشته شده در  86/11/27ساعت 13:51  توسط شیرویه  | 

صبح امروز برنامه "مردم ایران سلام" گفتگویی با آقای صفار هرندی وزیر فرهنگ جمهوری اسلامی انجام داد، در این مصاحبه که به اجرای آقای شهیدی فر انجام شد، فرصت بسیار مناسبی جهت سخنرانی در اختیار وزیر قرار گرفت تا از دغدغه ها و برنامه های خود و دولت متبوع و در کلیت از برنامه های فرهنگی رژیم بدون هیچ چالش جدی سخن بگوید، پیش از ورود به مبحث اصلی این نوشتار در همین جا بایسته می دانم، تعجب خویش را از نوع اجرای ضعیف آقای شهیدی فر مجری برنامه ابراز کنم، زیرا در برابر مردم فریبی های شخص وزیر کمترین واکنشی نیز از خود بروز نداد، این موضوع از دو حال خارج نیست یا اینگونه دستور داشته و یا اینکه اطلاعات لازم برای انجام چنین گفتگوهایی را فاقد است، که در هر دو حال باید صحنه را برای افراد دیگری که دارای توانایی های بالاتر چه از نظر اطلاعاتی و چه از حیث شخصیتی هستند و خود را به ارزانی نمی فروشند خالی کند.

و اما اصل گفتگو؛ نخست مصاحبه با یادآوری دیدار مسئولان انقلاب فرهنگی با رهبر و خاطرنشان ساختن وی به امر مهندسی فرهنگی آغاز گشت، براساس تعریف جناب صفار هرندی مهندسی فرهنگی شامل تعریف پیوست فرهنگی برای هر طرح و پروژه اجرایی در کشور است، تا به اینجای کار هر چند چندان حدود و ثغور آن معلوم نیست ولی خطر چندانی نیز نمی توان از آن حس نمود و به عبارت روشن تر خطر روشنی از آن استنباط نمی شود، هر چند هر نوع دستورالعمل حاکمیتی برای فرهنگ که در شق دوم کلام ایشان آمده است خود ضرری آشکار و کالایی ضد فرهنگی است، به طوریکه در ادامه جناب صفار به حوزه زیر مدیریت خود یعنی بخش فرهنگی و مهندسی فرهنگ اشاره دارد و خروج هر کالای فرهنگی اعم از فیلم، تئاتر، موسیقی، کتاب و ... را تنها منوط به نظارت های شدید متولیان دستگاه مدیریتی خود می دانند و هیچ دغدغه ای از بابت نامی که بر آن گذارده می شود اعم از سانسور و ممیزی و بررسی به خود راه نمی دهد، ایشان و به عبارت بهتر رژیمی که ایشان نماینده و وزیر فرهنگ آن می باشند معتقدند مردم، ناآگاه و بی شعورند و باید پیش از فراهم آوری خوراک برای ایشان آن را از هر نظر در نزد متخصصین امر مورد بررسی و مداقه قرار داد، به طوریکه در حین سخنان خود و با سفسطه کامل در برابر پرسش مجری برنامه مبنی بر کنار گذاردن فیلم های بسیار از جشنواره نمونه ای از آنها را که به زندگی یکی از افراد جدا شده از گروههای ضد رژیم پرداخته بود اشاره کرده و آن را با شعار دادن فردی در راهپیمایی پیروزی انقلاب مقایسه نموده و معتقد بود از آنجایی که فردی اگر در آن راهپیمایی شعاری در طرفداری از گروههای مخالف سر دهد از سوی مردم تحمل نخواهد شد در اینجا نیز باید جلوی وی گرفته می شد، در حالیکه خود ایشان به نکته ظریف نهفته در کلامشان بی توجهند که آیا بهتر نیست در اینجا (مورد فیلم) نیز اجازه دهیم تا ملت داور نهایی در رابطه با فیلم و کارگردان آن باشد و پاسخ یک دغدغه فرهنگی با فرهنگ داده شود و آیا این مورد بسیار تاثیر گذار تر نخواهد بود؟

در رابطه با مطبوعات فرار ایشان از پاسخگویی و ضعف شدید اطلاعاتی و یا شاید خودفروختگی مجری بیشتر نمایان بود، آنجایی که از ایشان در رابطه با صدور مجوز برای مطبوعه حامی دولت پرسیده شد؛ ایشان پاسخ دادند در آغاز کار  دولت نهم تقریبا" تمامی مطوعات جز دو سه مورد علیه فرد منتخب ملت بود، این امر به زعم ایشان نشانه ی دادن مجوز به نشریات حامی دولت گذشته و عدم صدور آن برای افراد منتقد دولت بوده است، در همین جا ایشان این پرسش را مطرح نمودند آیا ایجاد توازن میان این دو دیدگاه از طریق صدور مجوز برای چند مطوبه نزدیک به دولت بی عدالتی است؟!

نکته ای که جا داشت مجری برنامه با ایشان در میان گذارند این بوده است که در اینجا سخن از صدور مجوز برای نشریه دولتی مطرح نیست بلکه برعکس تمامی جامعه نیز باید از جهت تولد مطبوعه ای جدید خوشحال باشد، پرسش اساسی در عدم صدور و یا به عبارت بهتر خساست در صدور مجوز برای نشریات است، اصلا" چرا باید مطبوعات در کشور ما با وجود این نظارت های شدید قضایی که حتی بدون تشکیل دادگاه انتشار نشریه را متوقف می کند همچنان نیازمند صدور مجوز باشد؟!

نکات دیگری نیز از  این مصاحبه می توان آورد ولی به جهت پرهیز از اطاله کلام سخن کوتاه می کنم، ولی توصیه ای به دوستان مطبوعاتی اصلاح طلب دارم، بهتر است، از هم اکنون پرونده انتخاباتی 24 اسفند را بسته شده بدانند و به جای بازی در زمینی که برایشان چیده شده به موضوعات اساسی تری که در شرف تکوین است و نام های زیبایی چون "مهندسی فرهنگ" دارد و این چنین بی پروا نیز تبلیغ می گردد بپردازند.

زیر سایه آزادی است که فرهنگ رشد می یابد این ودیعه الهی را پاس داریم و این چنین اجازه ریشخند نمودنش را به هیچ کس ندهیم، در تضارب آرا و دیدگاهها تکامل و رشد امکان پذیر است، بهتر است با استقبال از اینگونه گفتگوهای بی پرده به دنبال راه چاره ای به دور از هیاهوها باشیم، از امروز فرصت برای نقد دیدگاه وزیر محترم فرهنگ آغاز شده است، تا همین فرصت نیز از ما گرفته نشده است به نقد آن همت گماریم.

+ نوشته شده در  86/11/25ساعت 11:16  توسط شیرویه  | 

همانطور که شاهدیم بازی انتخابات در جمهوری اسلامی پیش از آغاز به پایان رسید، ولی بی شک نمی توان از کنار این قضیه به راحتی کذر نمود، چرا که انتخابات پارلمانی در ساخت قدرت ایران از اهمیت ویژه ای به لحاظ جایکاه قانونی مجلس برخوردار است، به همین دلیل نباید موضوع رد صلاحیت ها را با بازکرداندن چند کاندیدا و راه اندازی مضحکه انتخاباتی دیکر، لوث نمود، پیش از این نیز اشاره نموده بودم، در صورت رد صلاحیت کسترده کاندیداها بهتر است فعالان سیاسی داخل و خارج کشور با تحریم کسترده انتخابات و درخواست و فشار همه جانبه بر رژیم، فضا را برای برکزاری انتخاباتی کاملا آزاد و دموکراتیک آماده نمایند.

در همین جا و پیش از ورود به مقصود اصلی نوشتار بایسته می دانم موضوعی را در داخل پرانتز یادآور شوم و آن اینکه اصلاح طلبان داخل بدون هیچ پرده پوشی همچنان خود را وفادار به آرمانهای انقلاب 57، راه آقای خمینی دانسته و تمامی تلاش ایشان کرفتن تایید صلاحیت برای کسانی است که چهارچوب قانونی رژیم را پذیرا هستند یعنی دکراندیشانی که ساختار کنونی را ناکارآند می دانند یا هر نوع انتقادی به ساختار حقوقی فعلی دارند از دایره حمایت آقایان خارجند، با این تفاسیر می خواهم موضوعی را در ادامه مطرح نمایم که شاید با همین توضیح کوتاه بتوان آن را آرمانی دانست ولی دلیل بنده برای طرحش، ایمان به درستی و در عین حال لزوم رویدادش در شرایط فعلی است.

در شرایطی که فساد، هرج و مرج، بی اخلاقی، عقب ماندکی و عدم توسعه سیاسی و اقتصادی و بسیاری دیکر از معضلات اجتماعی و سیاسی و فرهنکی در کنار رشد سریع کشورهای همسایه در برابر دیدکانمان قرار دارد و همکی خود را در شرایطی تاریخی احساس می نماییم و نسبت به نسل کنونی و آینده خود را مسئول می بینیم، شایسته است دست به اقدامی که اکنون آن را عملی و ممکن و در عین حال راهکشا می دانیم بزنیم، همانطوری که بارها اشاره رفته و لزوم آن را نیز عقل بشری کاملا ادراک می نماید، هر حرکت و جنبشی نیاز به سر و رهبر دارد و جنبش اصلاحی ملت ایران نیز با هر تعریف و حدود و ثغور که برایش در نظرکرفته شود از این اصل مستثنا نیست، در شرایط کنونی کشور نیز شاید خوشبختانه یا شوربختانه، جز شخص آقای محمد خاتمی رئیس جمهوری سابق از چنین جایکاهی برخوردار نباشد، به همین مناسبت کمان می کنم در شرایط فعلی این وظیفه بر دوش فعالین سیاسی و جامعه مدنی و ملت از یک سو برای دعوت از ایشان برای برعهده کرفتن این نقش و شخص ایشان از سوی دیکر برای درک شرایط دشوار و برداشتن این بار وجود دارد.

در این میانه مشکل فهم از اصلاحات خود را رخ می نماید، که شوربختانه به دلیل شرایط حاد سیاسی کشور شکل کیری کفتمانی فراکیر برای تبادل نظر و آرا موجود نیست دو راه حل در این میان به چشم می آید، نخست اینکه با مبارزاتی کاملا مسالمت آمیز و مدنی، با تحریم انتخابات زمینه را برای شکل کیری مقاومت مدنی فراهم نموده و با فشار بر رژیم زمینه ساز انتخابات دموکراتیک شویم و در صورت تحقق این فاز از حرکت کام به کام استراتژی های در نظر کرفته شده که خارج از حوصله این مقال است را پیش بریم، ولی شق دوم که آن را به دلیل نوع تفکر آقای خاتمی و عدم استواری اطرافیان ایشان که زیر نام جبهه اصلاحات خود را تعریف نموده اند تا حدودی مشکل می دانم این است که با پذیرش رهبری اصلاحات از سوی ایشان، مبارزه مدنی ملت تا رسیدن به دموکراسی تمام عیار و فراهم سازی شرایط برای ابراز عقیده و حضور فعال تمامی کرایش ها و حذف نهاد ولایت فقیه ادامه یابد، که این موضوع از آنجایی که آقای خاتمی خود را طرفدار ایده مردمسالاری دینی می داند تا حدودی مشکل می نماید، ولی این هر دو راهکار عملیند و هر دو ما را به نتیجه یکسان رهنمون هستند.

در هر صورت شرایط کنونی قابلیت دوام ندارد و اکر رژیم به سوی دیکتاتوری کامل حرکت نکند، به شکل کنونی نیز نمی تواند به حیات خویش ادامه دهد، تنها حاصلی که از این ادامه حیات عاید ملت می شود، از بین رفتن منابع مادی و معنوی ایشان است و بر چهره های اثرکذاری چون خاتمی است که موقعیت تاریخی خویش را دریابند و با زدن خود بر این دریای طوفانی از کنج عافیت برخیزند و رسالت تاریخی خود را به انجام رسانند که فردا همیشه دیر خواهد بود.

+ نوشته شده در  86/11/09ساعت 11:34  توسط شیرویه  | 

پس از نامه نکاری هایی که بین رئیس جمهور و رئیس مجلس و رهبر انجام کرفت، امروز آقای احمدی نژاد مصاحبه ای تلویزیونی داشت و با فراغ بال ناشی از فرصت طولانی که رسانه ملی! در اختیارش کزارد، تمامی ماجراها را به شکلی وارونه در برابر افکار عمومی ناآکاه ایران قرار داد.

با کذر از این رویداد اما نکته ای ظریف در لابلای سخنان ایشان وجود داشت که کمان می کنم در این هیاهوی ردصلاحیت های کسترده امکان مغفول ماندن دارد، از اینرو لازم می دانم آن را متذکر شوم.

آقای احمدی نژاد ضمن مصاحبه، خود را ملزم به رعایت قانون اساسی دانست و آن را فصل الخطاب خواند ولی در ادامه جمله خویش رهبری را بالاتر از قانون اساسی یاد کرد؛ در همین جا باید به ایشان تذکر داد و بسیار هم به این موضوع حساس بود که نه تنها رهبر، فوق قانون اساسی نیست که در ذیل آن تعریف می شود و وظایف و سقف اختیاراتش در همین قانون اساسی مشخص کشته است، پس چنین اظهار نظر شیطنت آمیزی تنها نشانه بی خردی کوینده آن است.

از سوی دیکر کمان می کنم، نامه نکاری بین رئیس مجلس و رهبر، کاری عبث و بیهوده بوده، چرا که اکر آقای حداد عادل دغدغه جایکاه مجلس و حرمت مصوبات آن را داشتند می توانستند، با جمع آوری امضا رئیس جمهور را جهت پاسخکویی و ذکر دلایل عدم اجرای مصوبات پارلمان، به صحن علنی فراخوانده و یا در صورت لزوم زمینه را برای استیضاح ایشان فراهم نمایند و در پایان در شرایط عدم اقناع نمایندکان رای به عدم کفایت رئیس جمهور دهند تا پس از آن هر کسی که بر کرسی ریاست جمهوری تکیه می زند، خیال بی توجهی به مصوبات پارلمان را در مخیله خود راه ندهد، ولی نکته در همین جاست که پارلمان ایران، پارلمانی دست نشانده و تابع نظر حاکم اصلی است! پس ما نقش بر آب می زنیم و کلوی خویش بی جهت درد می آوریم.

+ نوشته شده در  86/11/03ساعت 17:42  توسط شیرویه  | 

 
>