تبليغاتX
ایرانیان پاک سرشت
سیاسی-اجتماعی

آقای محسن قائمی مطلبی زیر عنوان "تذکری به فقها و مراجع تقلید" به نگارش در آوردند که برای مطالعه آن شما را به وبلاگ گروهی فریاد حق طلبی شماره هشت ارجاع می دهم و در اینجا تنها قصد بیان دیدگاههای خودم را نسبت به نوشته ایشان دارم.

ایشان تمامی مراجع شیعه را در صف حامیان حکومت جمهوری اسلامی قرار داده اند که بد نیست حداقل برای آگاهی ملت و تقدس زدایی از این رژیم از آیاتی همچون بهجت و سیستانی و خویی نیز نام می بردند که هیچ گاه روش و شیوه اینان را نپسندیدند و همواره لب به انتقاد می گشودند که حداقل در مورد آقای خویی شاهد سر به نیست شدنشان در ابتدای اشغال عراق بودیم، از همین جا می توان به عنوان یک نقطه شروع استفاده نمود و برای بی اعتبار ساختن مدعیان حکومت اسلامی استفاده کرد، از سوی دیگر باید با یک جمع بندی به این نقطه رسید که حساب حکومت از دین جداست و فقهای شیعه نیز تنها می توانند به عنوان یک شهروند اظهار نظر نمایند و نباید چندان این قضیه را بزرگ جلوه داد و مردم را در همه زمینه ها چشم و گوش بسته ایشان نشان داد بلکه باید ملت ایران خود به این نقطه برسند که راه رهایی و پیشرفتشان در دموکراسی نهفته است و اگر هنوز به آن نرسیده اند باید آنها را آزاد گذاشت تا با آزمون و خطا سرانجام به ارزش دموکراسی پی برده و خود در پی آن روند آنگاه شاهد خواهیم بود که برای پاسداری از آن چه کارهایی انجام خواهند داد، وظیفه ما تنها بیان حقایق و افشای ماهیت جریاناتی است که در کشور می گذرد و مقایسه آن با کشورهایی که دارای حکومت های مردمی اند.

+ نوشته شده در  86/01/31ساعت 21:2  توسط شیرویه  | 

پس از سخنان آقای اژه ای وزیر اطلاعات که نشاندهنده خواست های درونی وی بوده و برای اجرای آن سالها تلاش نموده بود، دانشکده فنی دانشگاه مازندران در اجرای منویات ایشان عرصه تاخت و تاز نیروهای امنیتی و تنگ شدن فضا برای دانشجویان شد و بسیاری از آنها را بازداشت نمودند، اگر روند جاری که از سال گذشته با بستن نشریات دانشجویی، لغو برنامه های فرهنگی، احضار دانشجویان به کمیته انضباطی، منحل نمودن انجمن های اسلامی (تنها نهادی که در دانشگاه تحمل شده بود و پیشینه درون حاکمیتی دارد) آغاز شده بود ادامه یابد، نه تنها عرصه دانشگاه از پویایی و فعالیت تهی خواهد گشت بلکه رژیم اسلامی نیز اندک اندک تتمه مشروعیتش را در درون این نهاد مهم و تاثیر گذار از دست خواهد داد و قشر بزرگی از جامعه که بی شک از تاثیرگذارترین اقشار آینده خواهند بود پشت آن را خالی خواهند نمود در این حال باید به این نکته توجه داشت که بیشترین ضربه از این رهگذر نصیب آن دسته از فعالان داخل که هنوز دل در گرو اصلاح در چارچوب رژیم حاکم دارند خواهد شد.

متاسفانه با اینکه افراد حاضر در درون جاکمیت ایران خود از انقلابیون گذشته بوده اند از درک این مسائل ساده و پیش پا افتاده عاجز مانده اند، چرا که اگر حکومت شاه قدری به آرا و اندیشه های جامعه بها می داد و برای آزادی های سیاسی ارزشی قائل می شد هرگز به چنان سرنوشتی دچار نمی گشت و با از بین رفتن فساد (رانت هایی که نصیب دربار می شده) هنوز می توانسته به حیات خویش ادامه دهد.
+ نوشته شده در  86/01/31ساعت 13:41  توسط شیرویه  | 

مطلبی زیر عنوان "خلیج فارس یا خلیج عربی" در وبلاگ گروهی شماره هشت فریاد حق طلبی مردم ایران منتشر شده که به موضوع خود فروشی دختران ایرانی در کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس نظر دارد، دوستان برای مطالعه متن نوشته می توانند به همان وبلاگ مراجعه کنند، اما هدف من در اینجا نقد این نوشته و نگاه به موضوع از زاویه ای دیگر است.

آقای سید محسن قائمی در این نوشته با در هم آمیختمن دو موضوع متفاوت سعی در بیان سخن خویش و نقد عملکرد مسئولان جمهوری اسلامی داشته، با تایید سخنان ایشان در رابطه با کوتاهی مسئولان در طول 28 سال پس از انقلاب برای بالا بردن سطح زندگی مردم و بهره گیری از فرصت های بی نظیر ایران برای پیشرفت و عدم صیانت این مسئولان از کرامت و شرافت ایرانی باید در نظر داشت، میراث کهن فرهنگی یکی از عوامل شکل دهنده و هویت بخش به انسان امروزی و عامل وحدت بخش در درون مرزهای یک کشور و ایجاد حس همبستگی در میان یک ملت است، هنگامی که از نظر تاریخی هیچ گونه خدشه ای به نام مقدس خلیج فارس نمی توان وارد کرد و این خلیج نیلگون در گذشته یک دریای داخلی ایران بوده و در دنیای امروز که کشورهای تازه سر برآورده و بدون پیشینه تاریخی به هر شکلی در پی جستجوی هویتی ساختگی همچون ماهیتشان هستند چرا باید اینگونه به ثمن بخس داشته های فرهنگی و تاریخی خویش را به دست تاراج آنان بسپاریم؟ آیا تا کنون اندیشیده اید چرا کشورهای عربی در پی نامیدن این خلیج نیلگون به نام خویشند؟ اگر این نام آورنده هویت و وحدت و حس ناسیونالیستی و ارزش و اعتبار برایشان نیست پس چرا با پرداخت این هزینه های گزاف قدم در این راه نهاده اند؟ و به طریق اولی اگر نامیدن خلیج فارس به نام خلیج عربی برای آنان چنین مزیت هایی را دارا باشد برای ایران دارای اهمیت و اعتباری به مراتب افزون تر است چرا که از نظر تاریخی جای هیچ گونه شک و شبهه ای برای آن باقی نیست.

وظیفه ماست که از داشته ها و میراث فرهنگی خویش به شدت و حساسیت محافظت نموده و با سپردن آنها به دست آیندگان همواره نام این سرزمین اهورایی را در طول تاریخ زنده نگه داریم، بد نیست لختی به این موضوع بیندیشید که از گذشته تا کنون چه تعداد کشور توانستند موجودیت و هویت خویش را حفظ کنند و تا امروز به پیش آیند آیا تعداد اینگونه کشورها و ملت ها از انگشتان دست تجاوز می نماید؟ آیا ایران عزیز ما جز یکی از این معدود کشورها نیست؟ آیا رواست چنین سخاوتمندانه آن را به دست تاراج زمانه بسپاریم؟

پس حتی برای پاسداشت میراث گذشتگان هم شده به اعتلای نام ایران کمر همت بندیم و تلاش کنیم در زیر نام ایران به پیشرفت و ترقی مادی و معنوی بکوشیم.

تمامی مشکلات امروز ما در عدم آگاهی ملت ایران ناشی از سانسور رژیم نهفته است، پس بیاییم با آگاهی بخشی به جامعه دین خویش را ادا نماییم و بدانیم کلید پیشرفت و ترقی این کشور در بهبود روابط با جهان خارج است نه اینکه به نام استقلال به دنبال ستیزه گری و ماجراجویی رویم.

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 20:6  توسط شیرویه  | 

از زمان سر کار آمدن آقای احمدی نژاد، بسیاری از فعالان عرصه سیاست در ایران تمامی انتقاداتی را که به روش دولت آقای خاتمی وارد می دانسته اند و حتی خواستار استعفای این دولت برای روی کار آمدن دولتی عملگرا و یا واگذاشتن حاکمیت به خویش بوده اند به فراموشی سپرده اند و امروز یک صدا از دوران طلایی اصلاحات می گویند، من به شخصه هیچ نوع نزدکی فکری با دولت آقای احمدی نژاد موسوم به دولت مهرورزی و عدالت گستری احساس نمی کنم، زیرا از اصول با این دولت بیگانه هستم، چرا که ابتدا" هیچ بهایی برای عدالت قائل نیستم بلکه معتقدم رشد اقتصادی و ایجاد فرصت های شغلی که در پی آن بوجود می آید هرکس را به فراخور تلاش و استعداد خویش از فرصت های موجود بهره مند خواهد نمود، به نوعی طرفدار اقتصاد آزاد و سرمایه داری هستم و سخن گفتن از عدالت را تنها پنهان نمودن ضعف ها در پشت واژه ای آرمانی می دانم که بسیاری از توده های ضعیف را در همواره تاریخ فریب داده است و حاصلی جز تقسیم عادلانه فقر بین همگان نداشته است. در بعد سیاست خارجی نیز با این دولت احساس تضاد شدیدی دارم که شدیدا" ملی گرا و طرفدار منافع ایرانیان هستم و از هرگونه حمایت بی مورد به نام ایدئولوژی اسلامی از ملت های زیر ستم بیزاری می جویم، خواستار بهبود روابط با جهان غرب و بهره گیری از فرصت هایی که این روند در پی خواهد داشت در جهت منافع ملی ایرانیان هستم، از تشنج و تنش با جهان خارج به مناسبت هم کیشی با ملت های منطقه استقبال نمی کنم زیرا به این باور رسیده ام که فاصله ملت ایران با کشورهای هم کیش خود در منطقه بیش از فاصله اش با کشورهای غربی است، از سوی دیگر به تمامی مظاهر ایرانیت به شدت پایبند و علاقه مندم و از این رهگذر با هرگونه توهینی به ملیت خویش به شدت مبارزه می کنم. در تمامی موارد یاد شده با دولت فعلی اختلاف دارم زیرا که آن را در نقطه مقابل خواسته ها و آرمانهای خویش می یابم، اما در یک نقطه وادار به تحسین این دولت و رئیس آن هستم و آن عملگرایی آن است، هرچند با بسیاری از تصمیمات دولت فعلی موافق نباشیم اما هرگز نمی توانیم از عملگرایی و قاطعیت آن که لازمه یک مدیریت درست است چشم بپوشیم، بزرگترین انتقادی که به آقای خاتمی وارد بوده عدم پایبندی وی به وعده ها و پیمانهایی بوده که با ملت بسته است، حال به هر دلیلی که آن را زیر پا نهاده باشد از اصل موضوع چیزی را تغییر نخواهد داد، ما باید بپذیریم که امروز، ایران نیازمند مدیرانی سیاست مدار به معنای واقعی کلمه اش است کسانی که از ابتدا غرق در دنیای سیاست با تمامی ملحقات آن باشند نه کسانی که به وجهه فرهنگی خویش افتخار می ورزند، در انتخاب یک رئیس جمهور نباید به این نکته توجه شود که فیلسوف بوده، فلان کتاب دینی یا ... غیره را به نگارش در آورده و در فلان دانشگاه امروز استقبال شایانی به واسطه اندیشه هایش از او می شود، اینها در مرحله دوم باید مورد توجه قرار گیرند، ما مردان عمل می خواهیم، جای اندیشه در دانشگاه است، از آنجاست که باید تئوری بیرون بیاید که باز هم به دلیل ضعف در سیاست سازی چنین نیست و درصورت بیرون دادن تئوری بدیلیل ضعف نهادهای میانی پژواکی در جامعه نیم یابد، اما مشکل آقای احمدی نژاد و دولتش عدم تعامل مناسب با رسانه هاست که با وجود تبلیغات گسترده و یک سویه نتیجه های عکس را عاید دولتش می نماید، اگر از مشاوران شایسته در این امر کمک گیرد و پیش از انجام هر کنشی تمامی جوانب امر را برای افکار عمومی تشریح نماید حتما" نتایج بهتری عایدش خواهد گشت و از تصمیمات عجولانه و در تضاد با افکار عمومی به ناچار اجتناب خواهد نمود. اما تا همین جای امر ایستادن بر سخن و تصمیم خویش و در نهایت تن دادن به موانع قاتونی1 جای تحسین بسیار دارد.

به هر روی دولت نهم با همه کاستی هایی که دارد و انتقاداتی که به عملکرد آن وارد است تجربه ای درخور و بایسته برای ایران است و بویژه با توجه به از بین بردن قدسیت مقام ریاست جمهوری باید از آن استقبال نمود.

1- منظور مصوبات اخیر مجلس در واکنش به تصمیمات دولت و تهدید به استیضاح دولت وی در واکنش به تصمیمات آن است.

+ نوشته شده در  86/01/30ساعت 11:8  توسط شیرویه  | 

کیوان گرامی (وبلاگ هاشور) و سامان عزیز (نوشته های یک بی دین) بر من منت گذاشتند و پاسخی برای نقدم بر نوشته شان ارسال کردند که در صورت تمایل در قسمت نظرات می توانید نوشته های ایشان را مطالعه نمایید.

در مورد مسائلی که ایشان در آنجا مطرح کردند من نیز می خواهم چند نکته ای را بیان کنم، در مورد اینکه تنها نیروهای داخل نظام حاکم حق شرکت در انتخابات را دارند و این دایره در هر دوره تنگ تر می گردد جای هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد، اما من نیز در پیشنهادهای خود یادآور شده بودم که هدف من از ایجاد این گفتمان رسیدن به یک سری حداقل هاست که باید در آن مشخص گردد که ما در ابتدا در پی چه چیزی هستیم؟ چه خواسته هایی را مدنظر داریم که به اصطلاح برایشان در حال فعالیتیم؟ آری کاملا" به این امر واقفم که اصلاح طلبان برنامه لازم برای مقابله با مشکلاتی را که جناح رقیب برایشان ایجاد نموده بود را نداشتند و با عدم هماهنگی مرحله به مرحله عقب نشینی نمودند تا جایی که حتی پایگاه خویش در نزد ملت را نیز مخدوش کردند، ولی این مساله به هیچ عنوان از ارزش ذاتی آنها نمی کاهد، برای جبران گذشته البته اینان در طول یک سال و نیم گذشته نیز هیچ کار مفید و تاثیرگذاری انجام ندادند و تنها در مقاطع انتخابات با ائتلاف های نه چندان مطلوب و بدون هیچ گونه برنامه عملیاتی خواهان حضور و مشارکت بودند که نتیجه آن شکست سنگین در انتخابات شوراها بوده که متاسفانه بدون در نظر آوردن حقایق خویشتن را پیروز آن معرفی کردند. تقریبا" با قاطعیت می توان گفت به جز آقای کروبی و حزبش که متوجه اهمیت ارتباط موثر با بدنه اجتماع شده و در این زمینه به راه اندازی روزنامه، سایت و حتی اقدام برای راه اندازی تلویزیون خصوصی گام های موثری در این رابطه برداشت دیگر اصلاح طلبان عافیت طلبی نموده و در پی رایزنی های پشت پرده و به دست آوردن فرصتی جهت حضور دوباره در قدرت و سود بردن از منافع آن بودند. با این نوع ارزیابی از اوضاع اجتماعی در حقیقت نمی توان هیچ کار شایسته و مثمر ثمری را به انجام رساند و تنها بر سرخوردگی جامعه و انفعال آن دامن زده می شود به همین مناسبت بوده که امروز هدف من از دعوت به گفتمان مجازی این است که حداقل به این نقطه برسیم که جامعه جوان ایرانی که به هر روی زحمت فعالیت در این عرصه (وبلاگ نویسی) را بر خویشتن به مناسبت احساس ضرورت هموار کرده فعالیت هایش منتج به نتیجه ای درخور گردد. برای ما نباید چندان تفاوتی در عنوان افرادی که در انتخابات شرکت می کنند وجود داشته باشد، ما قرار است یک سری اولویت ها را برای خویشتن تعریف نماییم که از برگزاری انتخاباتی سالم، عادلانه و با حضور همین معدود اصلاح طلبان شروع شده، در مرحله بعد به برنامه های کاندیداها تعمیم یافته و با گذاردن معیارهایی حضور خود را مشروط به برآورده شده آنها می نماییم، و اولویت ها و معیارهای ما در هر دوره از انتخابات به صورتی پیوسته و منظم ارتقا خواهند یافت. در صورتی که قرار باشد فاتحه شرکت در انتخابات در رژیم جمهوری اسلامی را بخوانیم می توانیم از هم اکنون مطمئن باشیم که باز هم متفرق خواهیم بود و آینده ما اگر بدتر از امروز ما نباشد بهتر هم نخواهد بود، لازم است از هم اکنون با اتحاد همفکری به پیش رویم چرا که هدف همگی ما ایجاد یک دموکراسی برای ایران بزرگ است و این هدف ما را ناگزیر از اتحاد می کند.

+ نوشته شده در  86/01/29ساعت 19:54  توسط شیرویه  | 

ای آدمی‌زاد، هر که باشی و از هر جا که بیایی، و از آن ِهر زمانی که باشی، زیرا می‌دانم خواهی آمد، من کورشم، که برای پارسیان این کشور پهناور را ساخته‌ام، پس به این مشت خاک، که تن مرا پوشانده، رشگ مبر هر کس آهنگ ویرانی آرامگاه مرا کند اهورا مزدا او را نابود کند.1

جزء برنامه های سفر آقای احمدی نژاد افتتاح سد سیوند که سر و صدای زیادی به دلیل آسیبهایی که برای میراث فرهنگی یکی از مهمترین مناطق تاریخی ایران دارد می باشد.

در حالیکه بر همگان دروغ بودن دلایل و تضمین های وزارت نیرو آشکار است، لزروم چنین افتتاحی از سوی رئیس جمهور و ایستادن یک تنه در برابر دوستتداران میراث فرهنگی ایران غیر قابل درک است.

ما دوستتداران ایران که از حضور رئیس جمهور در کنار بازمانده های تخت جمشید و یاد کردن از شکوه گذشته نا امید شده بودیم انتظار چنین بی حرمتی به ایرانیان و گذشته پر افتخارشان را نیز نداشتیم، احتمالا" سخنرانی ایشان در هنگام افتتاح سد سیوند بسیار شنیدنی خواهد بود!

چرا امروز ایشان به جای مطالبه حق ایرانیان در قبال عدم انجام ارزیابی های کارشناسی لازم پیش از اجرای طرح، به مقابله با احساسات ناسیونالیستی ملت برخاسته است؟ شاید این هم نمادی از اتحاد ملی ادعایی آقایان است؟ چرا در قبال این حساسیت بزرگ ملی برنامه ای با حضور کارشناسان و مدیران وزارت نیرو و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای بیان دیدگاهها و توجیه افکار عمومی برزگرار نشد؟ چرا نسبت به شعور ملی ایرانیان بی توجهی نشان داده می شود؟

حتما" آقای احمدی نژاد در روز افتتاح سد باید در کنار دادن تضمین های لازم برای حفاظت از میراث فرهنگی منطقه در برابر رطوبت حاصل از ایجاد سد، دلایل قانع کننده ای را در رابطه با عدم آسیب رسانی به آثار باستانی منطقه ارائه کند و از ارجاع آن به نظرات کارشناسی!!! سازمان میراث فرهنگی خودداری کند، چرا که از هم اکنون ایشان باید بدانند که چنین ادعاهایی به هیچ وجه پذیرفتنی توسط ملت بزرگ ایران نخواهد بود و همیشه در برابر تاریخ رو سیاه شان خواهد کرد.

1- بخشی از گقته های کوروش بزرگ است که از وبلاگ "سرزمین ما" برداشته ام.

+ نوشته شده در  86/01/29ساعت 8:36  توسط شیرویه  | 

بنا بر وعده ای که داده بودم، تلاش کردم تا درب گفتگو را بگشایم و این نخستین ارائه دیدگاه درباره نوشته دوستان در وبلاگ شخصی خودم است و آن را به مطلبی که "کیوان" عزیر در وبلاگ "هاشور" نوشته اختصاص دادم.

چند نوشته نخست ایشان را مطالعه کردم تقریبا" نظراتی مشابه با هم به ویژه در رابطه با عدم رعایت مصالح و منافع ملی توسط مسئولان جمهوری اسلامی، سهل انگاری در رابطه با صیانت از دارائی های ایران (به خصوص دریای خزر)، رانت خواری، دخالت های بی مورد و بیجا در مورد مسائل خاورمیانه و آتش افروزی در این بخش از جهان و مخالفت با روند صلح و سازش، اعتماد بیش از حد به روسیه و ... دارم اما مساله امروز ما از تنها بیان مشکلات گذشته است امروز بیش از هر زمانی نیازمند ارائه راهکار هستیم، این چنین نوشتن هایی تنها خالی کردن خویشتن و گفتن آن چیزی است که انسان را ناراحت نموده است در حالیکه با هم اندیشی و تفاهم بر اصولی ابتدایی و اولیه می توانیم بسیار تاثیر گذار باشیم. باید بیاییم و یک سری اصول اولیه را تعریف نموده و براساس آنها کار خویش را آغاز کنیم. این اصول اولیه با راهنمای ما در پیمودن مسیرهای ما باشد. باید به صراحت و روشنی به این اصول پایبند بمانیم. اولین آوردگاه ما نیز انتخابات مجلس هشتم است که تا 10 ماه دیگر به پیشوازش خواهیم رفت، پس از هم اکنون باید حداقا هایی را برای شرکت در آن انتخابات معین نموده و ملاکهایی نیز برای گزینش داشته باشیم که در صورت فراهم بودن آنها شرکت کرده و در صورت نبودشان به بیان نظرات خویش بپردازیم، در هر حال اکنون را نباید از دست داد و تنها با قلمی تند همه را نرانیم بلکه نیم نگاهی نیز به سازندگی داشته باشیم.

+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 19:6  توسط شیرویه  | 

مدتی است به این فکر هستم، وبلاگ خویش را به محلی برای تبادل دیدگاه ها تبدیل کنم و از این رهگذر تاثیرگذاری و تاثیرپذیری خود را بالا بوده و سعی در نزدیکی گفتمان خویش با دیگر فعالان در این عرصه نمایم. به همین مناسبت از این پس سعی می کنم نظرها و دیدگاههایم را در رابطه با مطالبی که در وبلاگهای دوستان مطالعه می کنم در وبلاگ خودم منتشر کنم و از آن دوست گرامی برای مطلع شدن از نظراتم دعوت نمایم و به همین شکل این تبادل نظرها به امید دستیابی به فضاهای مناسب تری برای گفتمان و تحمل یکدیگر افزایش یابد چرا که در زمان حاضر به نظر می رسد بیشتر وبلاگ نویسان به صورت پراکنده و بی هدف در حال گذاردن مطلب در فضای مجازی هستند و از سوی دیگر چندان رغبتی در آنها برای خواندن و اطلاع یافتن از نظرات دیگران مشاهده نمی شود و بیشتر نظراتی نیز که در مورد مطالب منتشره ارائه می شود از حد تعریف و تمجید و یا احیانا" دعوت به خواندن مطلب جدیدی که در وبلاگها گذاشته شده فراتر نمی رود. اما حقیقت امر این است که خوشبختانه در شرایط و اوضاع و احوالی قرار گرفته ایم که زمان برای ایجاد چنین گفتمانی از هر موقع دیگر مناسب تر است، چرا که از یک سو بحث مذاکره با آمریکا، مساله هسته ای، مسائل قومیتی، بحث نارسایی های قانونی در رابطه با زندانیان سیاسی، بیکاری، فقر، تورم، مفاسد اخلاقی و اجتماعی، مسائل و معضلات آموزشی و ... وجود دارد و از دیگر سو انتخابات مجلس هشتم که بی تردید از مهمترین رویدادهای سیاسی در ایران است در پیش رو می باشد به همین مناسبت لازم است تا از دیدگاههای یکدیگر باخبر شده و با یافتن دوستان و همراهان و همفکران از موازی کاری جلوگیری کرده و با هم اندیشی و نزدیک نمودن افکار و تفاهم بر سر اصول اولیه راحت تر به اهداف خویش نائل آییم، در این راستا می توانیم مطمئن باشیم هیچ نیازی به تند روی و گرفتن مواضع تند و رادیکال وجود ندارد، نفس حرکت ما برای ایجاد گفتمان خود بزرگترین موتور محرکه برای ایجاد تغییرات مثبت در ایران زمین است.

نباید این عمل را کوچک انگاشت اگر تنها 10 وبلاگ باشیم که به این صورت با همدیگر در تبادل آرا و نظرات باشیم مطمئنان دیگران نیز از آن استقبال نموده و به ما خواهند پیوست و این چنین فضایی مناسب برای ارائه دیدگاههایمان و آگاهی از نظرهای دیگران به دست خواهیم آورد.

+ نوشته شده در  86/01/28ساعت 0:38  توسط شیرویه  | 

چند روزی پس از آزادی آقای جلال شرفی کسی که دیپلمات ایرانی معرفی می شد و در بغداد توسط نیروهای آمریکایی دستگیر شده بود تلویزیون جمهوری اسلامی به نشان دادن تصاویری از وی در بیمارستان پرداخت که در آنها وی از ناراحتی هایی که از اثر شکنجه نیروهای آمریکایی برایش ایجاد شده بود رنج می برد، در ضمن این تصاویر ادعا شده بود که نیروهای امریکایی وی را با دستگاهی شبیه دریل مورد شکنجه قرار داده و پای او را زخمی کرده بودند. حال این ادعاها تا چه حد درست است اطلاعی در دست نیست اما جای چند پرسش باقی است در این شرایط چرا آقای شرفی از طریق دادگاههای ایران که مدتی پیش نیز قوانین آن به تصویب رسیده بود اقدام به شکایت برای پیگیری حقوق خویش ننمود؟ چرا از طریق مراجع بین المللی و با حمایت دولت ایران دست به اقدامات مقتضی نزد؟ آیا این مساله در صورت اثبات نمی وانست به عنوان یک برگ برنده برای جمهوری اسلامی محسوب شود؟ چرا زمانی که دیپلمات های آمریکایی در تهران گروگان گرفته شده بودند گوش فلک را از این موضوع پر کرده بودیم که با این کار ابهت آمریکا را شکستیم اما هم اکنون که به صورت مکرر دیپلماتهایمان به بازداشت نیروهای آمریکایی در می آیند صدایی از کسی بر نمی خیزد؟

+ نوشته شده در  86/01/27ساعت 7:29  توسط شیرویه  | 

از سوی مقامات امریکایی ایران به حمایت از شیعیان و گروههای سنی ستیزه گر در عراق متهم شده است، این گونه اتهامات، اتهاماتی کوچک و قابل چشم پوشی نیستند در صورت درستی این قضیه هزینه آن برای ایران بسیار سنگین و جبران ناپذیر است. دیر یا زود امریکا خود را از قضیه عراق خلاص خواهد نمود و با توجه به مشروعیتی که دولت و رئیس جمهور عراق با حمایت خود از حضور نیروهای امریکایی تا تشکیل نیروهای امنیتی این کشور به عمل آورده اند، ایران باید تبعات سنگین چنین اقداماتی را در آینده بپذیرد. هنوز ملت ایران خاطره تشکیل دادگاههایی در داخل امریکا بنا بر تقاضا و شکایت شهروندان این کشور در رابطه با صدماتی که از سوی گروههای جهادی اسلامی در فلسطین و لبنان متحمل شدند را فراموش نکرده اند که چگونه غرامت های آنها از محل دارائی های بلوکه شده ملت ایران سخاوتمندانه پرداخت می گردید. هم اکنون اوضاع به مراتب بدتر از آن زمانست زیرا که سلاحهای ساخت ایران که از این شورشگران بدست آمده به نمایش در آمده اند و این چنین جای هیچ گونه انکار برای مقامات ایرانی باقی نمانده است.

آیا ادامه شورش و خونریزی در عراق به نفع اسلامی است که آقایان ادعای پیروی و حمایت از آن را دارند؟ آیا جان انسانها تا بدین پایه بی ارزش گشته که این چنین بی پروا گروگان لجبازی های سران ایران و امریکا قرار گیرد؟ چگونه است امروز در هر کشوری سران آن در پی کسب بیشینه منافع ملی برای ملت خویشند ولی در ایران مسئولان دچار نوعی سردرگمی و فراموشی هدف گشته اند و هر روز بیشتر کشور را به کام جنگ و ویرانی و نابودی به پیش می برند و پروای هیچ چیزی را به خویشتن راه نمی دهند؟ حمایت از این گروههای دگم اندیش و ستیزه جو در کجای جغرافیای منافع ملی ایران قرار گرفته است؟ ملت ایران باید درک کنند در صورت روی کار آمدن گروههای حامی جمهوری اسلامی آن هم از این قماش که با جنگ و خونریزی از هم اکنون پیمان برادری بسته اند، باید برای همیشه با دموکراسی و حتی همین نیمچه دموکراسی خداحافظی کنند. ما دارای حاکمیتی دموکرات نیستیم که اینگونه فکر و روح خویش را در اختیارش قرار داده ایم و هرچه از رسانه های صوتی و تصویری و کانال های رسمی آن می شنویم به گوش جان می پذیریم. باید حواسمان بیش از این ها جمع باشد و تا زمانی که دارای حاکمیتی ملی و دموکرات نشده ایم از ماجراجویی های بین المللی حاکمیت دفاع ننماییم، زیرا که اینان برای چندت صباحی بیشتر باقی ماندن در حاکمیت در صورت شکست در ماجراجویی خویش حتی خاک سرزمین پاک ایران را نیز به ÷شیزی خواهند فروخت.

+ نوشته شده در  86/01/26ساعت 9:0  توسط شیرویه  | 

دیگر مسئولان جمهوری اسلامی شرم و حیا را کنار نهاده و به صورت بی پروایی به دروغ گویی می پردازند، در حالیکه مدتی پیش مدعی تولید داروی ضد ایدز شده بودند پس از مدتی از آن به عنوان داروی کنترل کننده آن بیماری نام بردند، پس از آن در هفته گذشته از توانایی در تولید سوخت هسته ای خبر دادند، در حالیکه پیشتر اعلام میشد به این توانایی رسیده اند اما برای اعتمادسازی از تولید صنعتی آن چشم پوشیده اند اما بعدا" مشخص شد که هنوز به تمام آن فن آوری نرسیده بوده اند و آن تنها یک بلوف تبلیغاتی بوده است، دیروز وزیر بهداشت مژده تولید نوع جدیدی از ماده پرکننده دندان را داد که در تشریح آن بیان نمود اگر از داروی پیشین بهتر نباشد بدتر هم نیست!!! امروز نیز مدعی تولید داروی ضد سرطان شده اند.

به سلامتی مثل اینکه گره تمامی مشکلات علمی جهان در اثر ظهور دولت آقای احمدی نژاد توسط مدیران شایسته!!! وی به لطف هاله های نور در حال گشایش است.

آیا مسئولان حتی برای لحظه ای تصور نمی کنند با نشر چنین دروغ هایی سرمایه های اعتماد ملت را  نسبت به خویش برای همیشه نابود خواهند کرد؟ چه دلیلی دارد که از بیان حقیقت امر هر چقدر هم کوچک و کم اهمیت باشد سر پیچی می کنند و به چنین دروغ هایی متوسل می شوند؟

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 21:52  توسط شیرویه  | 

آبگیری سد سیوند از چندر روز پیش آغاز شده، این آبگیری که پس از تکذیب هایی سرانجام شروعش از سوی وزیر نیرو مورد تائید قرار گرفت، اسباب نگرانی بسیاری از فرهنگ دوستان و کسانی که به ملیت ایرانی و در کل میراث بشر احترام می گذارند را فراهم نموده است چرا که در پی آن بسساری از دشتهایی که دارای ارزش تاریخی هستند به زیر آب خواهند رفت و حتی رطوبت حاصل از این سد موجبات تخریب آرامگاه کورش بزرگ را فراهم خواهد نمود به همین مناسبت مدتی جنگ زرگری میان سازمان میراث فرهنگی و  وزارت نیرو برقرار بوده و همانطور که از ابتدا پیش بینی می شد وزارت نیرو و در کل حاکمیت جمهوری اسلامی نتوانستند چشمان خود را بر روی هزینه هایی  که برای ساخت این سد متحمل شدند در قبال پاسداری از میراث کهن ایرانی ببندند در نتیجه همان شد که می بینیم.

اما وزیر نیرو وعده های پوچ و توخالی برای شکستن مقاومت فرهنگ دوستان ایرانی ارائه نموده است که فاقد هیچ گونه پشتوانه عملی برای اجرا می باشد، این وعده ها به نصب تجهیزات رطوبت سنجی در اطراف آثار باستانی دره بلاغی باز می گردد که به صورت مرتب رطوبت منطقه را مورد ارزیابی قرار می دهد اما از بد حادثه!!! و البته برای عملی کردن نقشه خویش و در عمل انجام شده قرار دادن همگان وزیر اعلام نموده که برای رطوبت سنجی توسط این تجهیزات نیازمند آبگیری این سد هستیم!!!

جای یک سوال بسیار ساده و منطقی در اینجا وحود دارد که تضمین اعلام دقیق و حقیقی میزان رطوبت در آنجا چه کس یا کسان یا سازمانی می باشد؟ در صورت بروز مشکلی برای آثار باستانی آن منطقه به ویژه آرامگاه کورش بزرگ که غیر قابل جبران است چه تضمینی وجود دارد که از ادامه کار سد در آن منطقه جلوگیری به عمل آید و حتی به تخریب آن اقدام گردد؟ و در صورتی که مخرب بودن ادامه کار سد برای آثار باستانی به اثبات رسد ولی مسئولان بر ادامه همان روند پای فشارند تکلیف مسببین این وضعیت چیست؟ منظور اینجانب مجازات عاملان انجام این طرح بدون پیشبینی های لازم نیست بلکه مقصود بنده بیشتر به وضعیت جاری و پس از این باز می گردد، گذشته هر چه شده و بوده، به هر صورت گذشته، هر چند هنوز هم می توان پیگیر ماجرا بود اما در زمان حاضر نباید با مشغول نمودن خویش به گذشته فرصت های جبران حال حاضر را نیز از دست داد.

کسانی که امروز ادعای انجام کارهای بزرگ در این کشور را دارند انبانشان از انجام این گونه طرحهای ضربتی و بدون توجیه و پشتوانه پژوهشی پر است نمونه واضح و روشن و جلوی چشم دیگر آن سدی است که بر روی پل گذرنده از وسط شهر قم احداث نمودند و پس از مدتی متوجه شدند که زمین آنجا مناسب احداث سد نبوده و کلا" باعث خشک شدن رودخانه دراطراف حرم حضرت معصومه شدند و اکنون محل آن رودخانه به عنوان پارکینگ اتومبیل ها مورد استفاده قرار می گیرد، شاید بتوان به صورت دیگری این موضوع را مورد توجه قرار داد و آن اینکه چون از نظر ترافیک دچار مشکل و تنگنا بوده اند با انجام این کار قصد خشک کردن رودخانه و استفاده از مسیر آن برای پارکینگ مقبره را داشتند. با توجه به تجربیاتی که از عملکرد مسئولان جمهوری اسلامی سراغ داریم به هیچ وجه این عمل از ایشان بعید به نظر نمی رسد.

در کل چون در ایران نهادهای مدنی مستقل به طور جدی پا نگرفته اند ملت ایران هیچ راهی برای ابراز ناخشنودی خود از این روند ندارند و مجبور به تحمل این فجایع هستند و باید ببینند که چگونه میراث خویش را در مقابل چشمانشان از آنها می ربایند و به شعور و گدشته پر افتخارشان بی حرمتی و بی مهری روا می دارند. حال تصور می کنم برای اولین بار بسیاری از افراد درک کرده اند که سازمانهای مدنی تنها جنبه و کارکردی سیاسی ندارند بلکه در بسیاری از امور اجتماعی و فرهنگی می توانند ابراز وجود نمایند و حرف عادی ملت را به گوش ناشنوای مسئولان خویش برسانند. آیا باز هم باید در برابر نابودی این تشکل ها و انگ بیگانه و عامل دشمن و برانداز نرم زدن به آنها مهر سکوت بر لب نهاد!؟

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 8:55  توسط شیرویه  | 

سرانجام دو روز پس جشن هسته ای جمهوری اسلامی دست نشاندگان این رژیم در دانشگاهها که زیر عنوان بسیج دانشجویی فعالیت دارند اقدام به برگزاری تجمعی برای حمایت از این حرکت کردند، در پارچه نوشته هایی که در اطراف داشنگاه نصب شده بود چنین نوشته ای نیز به چشم می خورد که با خط درشت در یکی از بهترین نقاط از نظر دیدرس بودن نصب شده بود و در آن آمده بود: "ما علمداران خمینی تا محو اسرائیل از صحنه جهانی از پای نمی نشینیم."

به محض بروز مشکلی در داخل به سرعت نسئولان قصد انحراف افکار به وسی خارج مرزها را دارند در حالیکه راه حل و منشا (هر دوی اینها) را باید در درون مرزها جستجو نمود، چه بخواهیم چه نخواهیم چه خوشامد مسئولان جمهوری اسلامی باشد چه نباشد اسرائیل تبدیل به یک واقعیت در خاورمیانه شده است و ایرانیان به عنوان صاحبان اصلی این مرز و بوم حاضر به پرداخت هزینه های ماجراجویی های بیهوده سران رژیم شان در شرایط حاضر نیستند و یک صدا مطالبه پیگیری منافع ملی ایران را دارند.

چرا در حالیکه رژیم جمهوری اسلامی در پیگیری حقوق خویش درمانده شده و مشکل هسته ای تبدیل به بحرانی بزرگ برای سران رژیم گشته است باز هم بر طبل ناسازگاری با جهان خارج می کوبند؟

چرا در حالیکه از برآوردن حقوق ملت ایران در مورد دریای خزر که زمانی سهمی معادل 50% بوده و اکنون به کمتر از 8% رسیده است ناتوان است، شعار دفاع از حقوق ملتی دیگر را سر می دهد و آنچنان در ایم راه به بیراهه می رود که فغان روشنفکران و بسیاری از گروههای سیاسی فلسطینی را نیز بلند کرده است!؟

تمامی این تجمع ها و تک صدایی هایی که از درون داشنگاه بر می خیزد در نتیجه همان روندی است که جناب وزیر اطلاعات می پسندیده و در حالیکه اکثریت دانشجویان دارای تفکری دیگرند اما صدایی که از دانشگاه بر می خیزد چیز دیگری را نشان می دهد. اگر جلوی این روند گرفته نشود فراداها بدتر از امروز خواهد بود.

+ نوشته شده در  86/01/24ساعت 15:6  توسط شیرویه  | 

وزیر اطلاعات آقای محسنی اژه ای فعالیت جنبش های دانشجویی و زنان را به براندازی نرم توصیف کرده اند، ایشان که خود یکی از متهمان در پرونده قتل های زنجیره ای بوده اند و خواستار سکوت گورستانی در کشورند و به همین مناسبت و در پیگیری همین روند چنان فجایعی را به بار آوردند هیچ گاه به این نکته توجه نکرده اند که فعالیت گروههای مختلف در کشور باعث جلوگیری از بسیاری مفاسد خواهد شد.

متاسفانه دولت آقای احمدی نژاد با سر دادن شعارهای معیشتی و بدون ارائه هیچ راهکار عملی برای برآوردن مطالبات مردم بر سر کار آمد و در چینش کابینه نیز از عناصر مساله دار پیشین و یا کسانی که سوابقی در سپاه و یا دستگاههای امنیتی داشتند استفاده نمود و این چنین بار دیگر پای افرادی چون محسنی اژه ای و مصطفی پور محمدی به بالاترین قسمت های مدیریتی کشور باز شد و این افراد اکنون با فراغ بال و آزادی عمل بیشتری می توانند منویات خود را در سطح کشور پیاده کنند، از کسانی که به چنین افرادی رای دادند هم اکنون با دچار گشتن کشور به چنین وضعیتی که باز هم به دلیل نا آگاه نگه داشتن جامعه چندان از عمق وخامتش آگاه نیستند باید پرسید آیا باز هم حاضرند به کسانی که تنها شعارهای مردم فریب و بی پشتوانه می دهند حمایت کنند؟ آیا باز هم معتقدند که توسعه اقتصادی مقدم بر توسعه سیاسی است؟ آیا هم اکنون که وزیر اطلاعات اینگونه به سوی جنبش های مسالمت آمیز و نیمه جان دانشجویی و زنان هجوم می برد آیا احساس خطر نمی کنند؟ آیا از این نمی ترسند که بکبار دیگر فجایعی چون قتل های زنجیره ای در راه باشد؟ آیا از کشتارهای تابستان 67 در هراس نمی افتند؟ آری به نظر من هیچ هراسی به دل راه نمی دهند چون از عمق فاجعه آگاهی ندارند! نمی دانند در تابستان 67 چه جنایات و ددمنشی هایی اتفاق افتاد! اما آیا امروز نباید سخنان این وزیر که خود خود متهم در قتل و جنایت است به شدیدترین شکلی محکوم گردد؟ آیا فعالیت های سیاسی جوانان در درون دانشگاههای کشور انگیزه ای جز بهبود وضعیت اجتماعی – فرهنگی – اقتصادی و سیاسی برای جامعه ایرانی دارد؟ جوانانی که بدون هیچ گونه پشتوانه و تنها به دلیل آرمانگرایی همه گونه نامردمی و سختی را به جان می خرند آیا در پی دستیابی به بهره مادی سهتند و یا سهمی از قدرت می خواهند؟ پس چرا با اینان به این شکل برخورد می شود؟ مسئولان جمهوری اسلامی چه بخواهند چه نخواهند باید بپذیرند حکومت فعلی ایران یک حکومت دورران گذار است، این حاکمیت یا رو به سوی یک دوموکراسی تمام عیار دارد یا رو به سوی یک دیکتاتوری مذهبی (البته در ظاهر مذهبی). پس باید با روشن کردن هدف ها برای خویش با اینگونه بحث ها و صحبت ها به شکلی سازمان یافته برخورد کنیم و اجازه ابراز وجود به چنین افرادی با این تفکرات خطرناک ندهیم، به این نیز معتقد باشیم که ایران از هر نظر استعداد لازم برای رسیدن به بالاترین قله های پیشرفت را دارد فقط کافیست مسئولانی که دغدغه میهن دارند بر سر کار آیند، دموکراسی راهی دراز تر تا پیشرفت دارد اما راهی است مطمئن و ایمن. ما همه راهها را پیموده ایم و شکست خورده ایم اما باز هم از دورانهایی که نیمه دموکراسی داشته ایم به نیکی یاد می کنیم پس لازم است اینبار مسیر دموکراسی خواهی را با تمام ملحقاتش بیپماییم.

+ نوشته شده در  86/01/23ساعت 10:58  توسط شیرویه  | 

یک روز پس از جشن هسته ای که با تبلیغات بسیار از سوی حکومت انجام شد در هر کوی برزنی سرک می کشیدید هیچ اثری از آن در گفتگوهای مردم نمی یافتید، این مساله در درون دانشگاه به شکلی معنادار خود را نشان می داد یعنی یکی از فرهیخته ترین اقشار جامعه هیچ اعتنایی به این موضوع که حاکمیت سعی در ملی نشان دادن آن دارد نداشتند، بلکه با بی اعتنایی کامل از کنار آن گذشتند.

متاسفانه مسئله هسته ای خواه ناخواه به یک مشکل و معضل ملی تبدیل گشته و بدون  اطلاع رسانی درست به مردم بسیاری از ایرانیان (اگر نام عوام بر آنها بگذاریم شاید بهترین تعبیر را بکار برده باشیم) در هر بحثی که راجع به این معضل صورت می گیرد در حق ایران در برخورداری از حتی بمب هسته ای حمایت می کنند و در دلایل خویش از این موضوع یاد می کنند که چرا باید کشورهای دیگر چنین سلاحی را دارا باشند ولی ایران از آن محروم گردد!؟ در پاسخ به این دوستان در عین احترام به احساسات ناسیونالیستی شان باید ابراز نمود در تشخیص اولویت های ملی دچار اشتباه و انحراف هستند. چرا در حالیکه کشور ما ایران از راههای بسیار کم هزینه تر توانا به  پیمودن پله های پیشرفت است ما باید راههای پر پیچ و خم چالش با جهان خارج را بپیماییم؟ چرا به این سادگی به حاکمیتی که بارهای بار ما را فریب داده است اعتماد می کنیم؟ آیا همین عزیزانی که از پافشاری ایران بر مواضع نسنجیده حمایت می کنند حاضر به ذره ای صرفه جویی در مصرف انرژی که بسیار به سود منافع ملی ایرانیان است هستند؟ آیا همینان در صورت فراهم بودن امکانات اقامت در یکی از کشورهای اروپایی عطای وطن را به لقایش نمی بخشند؟ آری امروز اگر کسی واقعا" درد وطن داشته باشد باید احساس وظیفه نماید و برای آگاه ساختن جامعه پا پیش گذارد و از حاکمیت نیز مطالبه شفافیت و لحاظ منافع ملی در تمامی تصمیم گیری ها را داشته باشد.

+ نوشته شده در  86/01/22ساعت 9:21  توسط شیرویه  | 

گاهی اوقات اخبار گوناگونی که پیرامون دستگیری های گسترده فعالان سیاسی را می شنوم و می بینم در حالیکه در اکثر موارد ایشان دارای انگیزه های خیرخواهانه ای هستند اما بدون اینکه اخبار دستگیری و یا محدودیت های اجتماعیشان به بیرون درز کند به شدیدترین عواقب ممکن گرفتار می آیند بر خود می لرزم، چرا که در همان حال خود من نیز نه تنها با افکار آنها آشنایی کافی ندارم بلکه در بسیاری موارد هیچ نوع نزدیکی فکری نیز با ایشان در خود احساس نمی کنم، این مورد در بین نسل جوان به ویژه دانشجویان بیشتر است که تقریبا" با اطمینان می توان گفت بیشترین هزینه در فعالیت های سیاسی بر دوش ایشان است که با محرومیت از تحصیل و زندان و محدودیت های شغلی آن را می پردازند در حالیکه هیچ کس نیز از ایشان در هیچ کجا حمایت نمی کند و روزنامه های داخل نیز اگر خبری از ایشان به چاپ رسانند محدود به خبر احضارشان به دادگاه است. رسانه های خارج نشین نیز که عموما" از همه چیز در دشمنی با رژیم حاکم بهره برداری می کنند و در این میان آن چیزی که فدا می شود و هیچ سخنی از آن نمی رود هدف و راه آن قربانیان است در حالیکه می توان با کالبد شکافی جریانات مختلف به وحدت بین آنها کمک شایانی نمود و افراد بعضا" پراکنده که عموما" اهداف مشترکی دارند ولی بدلیل عدم برخورداری از ابزارهای لازم برای رسانیدن پیام خود به جامعه دچار مشکل انشقاق هستند را در زیر یک چتر گرد آورد و این چنین نه تنها از هدر رفتن سرمایه ها جلوگیری نمود که می توان در صورت بروز مشکل حمایت شایسته نیز از آنها به عمل آورد.

امروز دوستان بسیاری از جمع ما در زندان و زیر فشارهای شدیدی هستند، اولویت های امروز برای ما پیگیری وضعیت ایشان و مطالبه تصویب قانون جرم سیاسی است چرا که به طور عموم کسانی که زیر عنوان اقدام علیه امنیت ملی در زندان های رژیم گرفتارند و یا در آستانه زندان و در مراحل بازجویی و دادگاه هستند دارای جرم های سیاسی می باشند و پس از تصویب این قانون زیر عنوان جرم سیاسی باید به اتهاماتشان با حضور هیات منصفه رسیدگی شود. 
+ نوشته شده در  86/01/21ساعت 18:51  توسط شیرویه  | 

جشن روز فن آوری هسته ای در نظنز با شرکت رئیس جمهور برگزار شد، کلیپی از مراحل پیشرفت و نحوه کار کارخانه نظنز پخش شد و پس از آن یک گروه ارکستر شروع به اجرای برنامه نمود، با توجه به اینکه بلندپایگان رژیم در ردیف اول صندلی ها جاگیر شده بودند و با هرگونه نمادی از فرهنگ ملی ایران در ستیز هستند به ناچار نوازندگان این گروه برای اینکه سازهایشان آقایان را دچار ناراحتی نکند پشت به جمعیت به هنرنمایی مشغول بودند و بر طبق سنت دیرینه صدا و سیمای جمهوری اسلامی هیچ تصویری نیز از سازهایشان به نمایش در نیامد. پس از اتمام هنرنمایی این عیزیزان که با توهین آشکار به آنها و شعور ملت بزرگ ایران زمین همراه بود رئیس جمهور با خشکی و اخم در پی دعوت مجری برنامه در میان تشویق بی رمق حاضران به جایگاه برای ادای سخنرانی رهسپار شد و پس از بیان خبر خویش مبنی بر تولید صنعتی سوخت هسته ای در ایران حاضران شروع به سر دادن تکبیر و شعارهای مرگ بر آمریکا و انگلیس و اسرائیل کردند و پس از آن نیز رئیس جمهور ضمن دعوت از کشورهای گوناگون برای سرمایه گذاری در زمینه ساخت نیروگاه هسته ای در ایران به سخنرانی خویش پایان داد.

به هر روی هرچند انتظار مراسم گرمتر و شنیدن خبرهای به مراتب مهمتری از سوی رئیس جمهوری کشورمان می رفت اما به همین اندک نیز بسنده می کنیم و ضمن شادباش به همه ملت ایران آرزومند سرافرازی بیشتر برای این سرزمین اهورایی هستیم.

در پایان بد نیست اشاره ای نیز به این موضوع نمایم که پیشتر پس از رفع تعلیق از فعالیت های هسته ای به ویژه غنی سازی اورانیوم گویا تنها دلیلی که باعث شده بود به تولید صنعتی سوخت هسته ای دست نزنیم نرسیدن به تکنولوژی آن بوده که از آن زیر عنوان حسن نیت جمهوری اسلامی یاد می شد این نیز نمونه دیگری از صداقت مسئولان جهوری اسلامی است. امیدوارم پس از این ماجرا تحریمی در انتظار ما ننشسته باشد و بتوانیم با بهبود روابط با جهان خارج به حقوق ملی خویش و آنچه شایسته ملت ایران است با هزینه های به مراتب کمتر و در زمان کوتاه تری دست یابیم.

+ نوشته شده در  86/01/20ساعت 18:26  توسط شیرویه  | 

مدتی است صدا و سیمای جمهوری اسلامی در یک اقدام متهورانه!!! به پخش مراسم نماز پس از اذان مبادرت می ورزد، این اقدام که با هیچ توجیه عقلی و منطقی قابل بیان نیست یکی دیگر از اقداماتی است که کمک شایانی به رویگردانی ملت از صدا و سیمای وطنی به ویژه در آن ساعت ها می نماید.

شاید یکی از دلایل اقدام کنندگان به این عمل به این موضوع باز گردد که ایشان هدفشان این بوده که نمازگزاران با فراغ بال در اول وقت نمازشان را بجا آورند و هیچ چیزی مانعشان در اجرای این مراسم عبادی نباشد!!! و برنامه های سرگرم کننده!!! و زیبای!!! تلویزیون را از دست ندهند، اما چرا به این سوال ساده پاسخ نمی دهند، کسانی که به هر دلیل نمی توانند در آن ساعتها نمازشان را بجا آورند وادار به تماشای چنین برنامه هایی باید شوند؟

 در کل چه لزومی دارد ناگهان هر 6 شبکه تلویزیونی در نزدیکی اذان تمامی برنامه های خود را قطع کنند و به پخش اذان بپردازند؟ کسانی که اهل نماز و مراسم عبادی هستند می دانند غروب خورشید چه زمانی است و برای آگاهی دقیق نیز تنها پخش اذان از یک شبکه کفایت می کند.به هر روی اینگونه اقدامات نه تنها هیچ کمکی به دینداری مردم نمی کند بلکه بیش از پیش باعث فاصله آنها از دین می شود. جامعه ایران به مرز اشباع رسیده است امروز ملت ایران نیاز به قدری تنوع دارد و اگر از داخل تامین نشود حتما" از طریق دیگری خود را ارضا خواهد نمود، از طرق ناایمنی که عاملان آن هیچ گونه دغدغه ملی و دینی ندارند.
+ نوشته شده در  86/01/20ساعت 8:45  توسط شیرویه  | 

قرار شده فردا رئیس جمهور خبر خوش هسته ای خودش را اعلام کند، این خبر که قرار بوده در روزهای سالگرد پیروزی انقلاب ایران یعنی دقیقا" دو ماه پیش اعلام شود بنا به دلایلی که هیچ گاه ابراز نشد مسکوت ماند، یکی از عمده ترین دلایل عدم بیان دلیل این تاخیر زمانی بی ارزش انگاشتن افکار عمومی است در این حالت مسئولان امر خود را بی نیاز از بیان توضیح لازم جهت عدم پایبندی خویش به وعده ها می دانند. نمونه های این گونه اتفاقات بسیار است که شدیدترین و زشت ترین وجه آن را در تکذیب وعده آوردن درآمدهای نفتی بر سر سفره های مردم توسط رئیس جمهور که یکی از اصلی ترین دلایل رویکرد رای دهندگان به وی بوده نام برد.

اما جای بسی تاسف و شگفت است که چرا هیچ یک از رسانه های عمومی پیگیر ماجرای خبر خوش هسته ای پس از خلف وعده از سوی رئیس جمهوری نگشتند؟ یکی از عمده ترین دلایل بی پروایی مسئولان در دادن وعده های دروغ به مردم و به ویژه در هنگامه انتخابات به عدم پیگیری این وعده ها از سوی خود مردم و رسانه ها باز می گردد، در صورتی که شخصی این چنین آشکار خلف وعده می نماید و پس از آن هیچ توضیح تکمیلی ارائه نمی کند باید با مانور بر روی آن وعده ها وی را وادار به پاسخگویی نمود تا از تکرار این سناریو در آینده توسط وی یا اشخاص دیگر جلوگیری شود.

در آخر باید متذکر شوم که مسئولان جمهوری اسلامی بدانند تنها خبر خوش برای ملت ایران در این برهه زمانی دست کشیدن از ماجراجویی و چرخش در سیاست خارجی کشور به سوی برآورده کردن منافع ملی ایران است.ملت ایران در انتظار شنیدن و لمس این تغییر هستند.

+ نوشته شده در  86/01/19ساعت 13:48  توسط شیرویه  | 

نظامیان انگیسی پس از آزادی در یک کنفرانس مطبوعاتی تمامی گفته هایشان را در ایران تکذیب نمودند، این امر که مساله ای قابل پیش بینی بود از دوحال خارج نیست یا از ابتدا این اعترافات زیر فشارهای نا متعارف گرفته شده بودن که تکذیبشان با خروج از آن شرایط کاملا" قابل درک و پیش بینی است و یا عملی است از سوی دولت انگلستان برای حفظ پرستیژ بین المللی این کشور.

البته با توجه به تجربه های گذشته می توان مورد اول را صادق دانست و از هم اکنون در انتظار انداختن تقصیر گرفتن این اعترافات به گردن افراد خودسر نشست.

اما جای بسی است تاسف است درصورت دروغ بودن این اعترافات چرا شخص اول اجرایی کشور یعنی آقای احمدی نژاد خود را وارد این بازی زشت نمود و از جایگاه ریاست جمهوری هزینه نمود؟

+ نوشته شده در  86/01/18ساعت 21:10  توسط شیرویه  | 

یک نکته بسیار جالب در رابطه با وضعیت روابط ایران و امریکا این است که تا کنون هیچ کارشناس بین المللی چه ایرانی و چه غیر ایرانی بر تضاد منافع بین دو کشور صحه نگذاشته و همواره در امور گوناگونی که هر دو کشور به نوعی در آن درگیر هستند از همسویی منافعشان سخن گفته اند، به هر روی منطقه خاورمیانه یکی از حساس ترین مناطق جهان است و امریکا به لحاظ ابر قدرتی خویش ناگزیر از تاثیرگذاری در این مکان است، از سوی دیگر ایران نیز به دلیل قدرت منطقه ای بالای خویش و جمعیت بالا و موقعیت ژئوپولتیک و دیگر موارد تاثیرگذاری، اهمیت فوق العاده ای در این منطقه از جهان دارد ولی خوشبختانه منافع کوتاه مدت و بلند مدت دو کشور هیچ گاه در تضاد و تعارض با یکدیگر قرار نگرفته اند. مثال های ساده و ملموس این قضیه در رابطه با سرنگونی دولت طالبان و حکومت صدام حسین در دو کشور افغانستان و عراق است که هر دو در جهت منافع دو کشور قرار داشته است، از سوی دیگر طرح خاورمیانه بزرگ که از سوی امریکا ارائه شده و البته دارای نقایصی از جمله عدم توجه جدی به مساله فلسطین و اسرائیل است با این وجود تامین کننده منافع ملی ایران و ملت های منطقه است و شاید بین تمامی کشورهای خاورمیانه تنها ملتی که همسویی های لازم و کافی را با قافله جهانی داشته باشد ملت ایران باشند و این طرح در صورت مدیریت درست از سوی متولیان امر در داخل کشور می تواند بهترین نتایج و ره آورد را برای ملت ما داشته باشد چرا که در این طرح مسائل و مواردی مطرح گشته که جزو آرمانهای آزدایخواهان ایران است.

البته آسیب هایی نیز در این طرح از جمله تغییر نقشه خاورمیانه که شامل ایران نیز می وشد وجود دارد که لازم است هوشیاری خودمان را ضمن این قضیه حفظ کنیم.

سرانجام ملت ایران باید به این نقطه برسند که در دنیای امروز تنها باید مطالبه منافع ملی خویش را نمایند و از روزنه های موجود برای پیشرفت سریع ایران استفاده گردد، از حاکمیت فعلی این مورد را سوال کنند که هدف این حاکمیت از ایجاد تنش با جامعه جهانی در پی حمایت از گرووهای خرابکار و به اصطلاح مقاومت اسلامی چیست؟ چرا در حالیکه منافع کوتاه مدت و بلند کدت ملت ایران در همراهی و همکاری با جامعه جهانی خفته است و به صورت طبیعی ارتباط تمدنی ما نیز با جهان آزاد است، نادیده انگاشتن این اصول بدیهی به چه معنی و مفهوم است؟

+ نوشته شده در  86/01/17ساعت 20:28  توسط شیرویه  | 

به هر روی امسال انتخابات مجلس هشتم در پیش است لازم است کم کم ملت ایران خود را برای این انتخابات مهیا نمایند و دست به یک انتخاب مهم و اساسی در این وادی زنند.

ملت ایران باید برای این انتخابات اولویت های خویش را مشخص کنند و بر سر یک سری از اصول اولیه به اشتراک نظر رسند و به هر کاندیدایی که این اولویت ها را در برنامه خود دارد بدون توجه به پیشینه مذهبی یا غیر مذهبی او به وی رای دهند، به هیچ عنوان شایسته ملت ایران نیست که امروز بنام دین بر آنها حکم رانده شود و این چنین نیز عقب نگه داشته شوند، حاکمیتی که امروز سرنوشت ایران و ایرانی را در دست دارد بنام دین در کوچکترین امور زندگی ایرانیان دخالت نموده و با ایجاد سیستم های گزینش قرون وسطی بهترین افراد ملت را از نه تنها از گردونه مدیریتی سطح بالا بلکه در سطوح پایین شغلی نیز محروم می کند، در انتخابات گوناگون دست به چینش افرادی تقریبا" با یک نوع تفکر و از میان افرادی به ظاهر مذهبی که هیچ گونه دغدغه ملی ندارند می زند و به این شکل ملت رشید ایران را از حقوق حقه شان محروم نموده و باعث عقب ماندگی و عقبگردشان می شود، حاکمیتی که بنام دین دست به ترور و جنایت چه در داخل و چه در خارج می زند، صلاحیت های لازم برای بقای بیش از این را ندارد و لازم است ملت ایران از این روزنه های کوچک انتخابات برای رسیدن به یک جمهوری تمام عیار که شایسته هر ایرانی است استفاده کنند و فریب شعارهای مردم فریب و به ظاهر اسلامی سران رژیم را نخورند و برای یک بار هم شده تکلیف خویش را با حاکمیت یکسره کنند چرا که امروز ملت ایران تمامی امکانات مادی و معنوی برای پیشرفت و ترقی را دارا هستند و تنها عاملی که باعث عدم پیشرفت کشور گشته مدیریت ضعیف و بحران زای این حاکمیت است و برای رسیدن به قله های پیشرفت باید این حاکمیت غیر ملی از سر راه برداشته شود و به جای آن منتخبان ملت جانشین شوند و بر بهبود رابطه با جهان خارج همت گمارند.

این مسئله ممکن نخواهد گشت مگر از راه پیمانی ملی بر سر اصولی اولیه و مشخص که گام به گام باید به پیش برده شود.

+ نوشته شده در  86/01/16ساعت 17:55  توسط شیرویه  | 

دیروز یکی از همسایگان ما دست به خودکشی زد، اما خوشبختانه با رساندن به هنگام وی به بیمارستان از مرگ حتمی نجات یافت. وی که فردی 21 یا 22 ساله است، در سالهای ابتدایی دبیرستان قصد مهاجرت به یکی از کشورهای تازه استقلال یافته را داشت که با عملی نشدن این هدف، تمامی تلاش خویش را برای ادامه تحصیل در ایران صرف نمود و در نهایت با نیاوردن حد نصاب لازم برای قبولی در دانشگاههای دولتی در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد مشغول تحصیل شد، در نوروز امسال که برای دید و بازدید عید به منزل ما آمده بودند، پدر این شخص ضمن صحبت های گوناگون اشاره ای به نارضایتی فرزند خویش از رشته تحصیلی در دانشگاه و میل وافر او به تغییر رشته می کرد و مسائل دیگری را نیز مطرح می نمود، پس از ذکر این مقدمه بهتر است سخن را کوتاه نمایم و به اصل مطلب که مدتی بوده ذهن مرا به خویشتن مشغول کرده بپردازم.

چه بسیارند جوانانی که در هنگامه انتخاب رشته برای دانشگاه بدون شناخت از رشته های دانشگاهی و بدون مشاوره صحیح با آگاهان دست به انتخاب رشته می زنند و پس از یکی دو سالی که از تحصیل در رشته انتخابیشان می گذرد و آشنایی نسبی با محیط کار متوجه عدم رغبتشان به رشته تحصیلیشان می گردند و در ادامه کار یا از ادامه تحصیل انصراف می دهند و یا تنها برای گرفتن مدرک به صورتی نه چندان مطلوب به ادامه راه می پردازند.در اینجا باید از متولیان امر آموزش عالی سوال شود که با توجه به کمبود امکانات آموزشی در کشور به چه علت در ابتدا آگاهی های لازم به جوانان داده نمی شود تا از اتلاف منابع و از آن مهمتر وقت و روان جوانان جلوگیری شود. مسئولیت به هدر رفتن جوانی و شادابی و نشاط جوانان کشور چه کس یا کسانی هستند؟ چرا در ابتدای ورود جوانان به دانشگاه همگی معصوم و پاک می باشند و در انتها و در هنگامه پایان تحصیل افرادی بعضا" معتاد و دارای انحرافات اجتماعی به جامعه تحویل داده می شوند؟ چرا شادابی و نشاط را جوانان تنها در مواد مخدر و افیونی و مشروبات الکلی جستجو می کنند؟

مدتی پیش در سرویس دانشگاه شاهد گفتگوی دو نفر از دانشجویان رشته ادبیات داشنگاه بودم که لوب کلامشان در این خلاصه می گشت که از تحصیل در این رشته چندان رضایتی ندارند و تصوری که از رشته شان داشتند با آنچه در عمل دیدند زمین تا آسمان تفاوت داشت و در پی ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر در رشته ای دیگر جز این رشته هستند و اگر این امکان فراهم نگشت در پی فراگیری فنی خواهند رفت تا با آن به امرا معاش بپردازند. این ها تنها دو نمونه کوچک از وضعیت تحصیلی دانشگاههای ماست، از اینها بدتر وضعیت رشته های فنی در دانشگاههای تازه تاسیس دانشگاه آزاد است که حتی از ابتدایی ترین امکانات آموزشی مانند آزمایشگاه و کارگاه ها محرومند و فضای آموزشیشان تنها در حد ی آپارتمان چند اتاقه است!!!

با این وضعیت نمی دانم چرا صدایی از کسی بر نمی خیزد!؟ بیش از این گفتن را صلاح نمی دانم.

+ نوشته شده در  86/01/15ساعت 18:55  توسط شیرویه  | 

گویا روز دوشنبه گروهی از مردم در مقابل سفارت انگلستان در تهران دست به تظاهرات زدند که در نهایت منجر به درگیری با نیروهای انتظامی شد.

صدا و سیمای جمهوری اسلامی ضمن نشان دادن تصاویر این تحصن از معترضان به نام دانشجویان نام برد که ضمن سر دادن شعارهایی، قصد ورود به داخل سفارت را داشتند که با ممانعت نیروهای انتظامی ناکام ماندند.

به هر روی ملت ایران پس از 28 سال از عمر رژیم جمهوری اسلامی بسیار هوشیار تر از آنند که چنین اخباری که تنها بازی با واژگان است را پذیرا باشند. در حالیکه دانشجویان معترض در داخل دانشگاهها با عناوین فریب خورده و عامل دشمن و لومپن توصیف می شوند و همگان شاهد این اعتراضات در داخل دانشگاه و از میان طیف های گوناگون داشنجویی هستند دیگر چه جای این گونه سخن گفتن است؟

در هنگامه ای که دانشگاهها در تعطیلات نوروزی به سر می برند و هر یک از دانشجویان در شهر و دیار خویش هستند کدامین سازمانی آنها را دعوت به شرکت در این آشوب نموده است؟

چرا با برگزارکنندگان این تجمع که بدون هیچ گونه مجوزی از وزارت کشور اقدام به سازماندهی چنین جمعی نمودند برخورد نمی شود؟

آنهایی که در این تجمع شرکت نمودند می دانستند هیچ گونه برخوردی در پی ماجرا وجود نخواهد داشت بنابراین با فراغ بال به درگیری با نیروهای انتظامی پرداختند و خوراک مناسب را برای صدا و سیما و دستگاههای تبلیغاتی رژیم فراهم نمودند.

باید از مسئولان جمهوری اسلامی پرسید که در انتها قصد انجام چه کاری را دارد؟ با این ملوانان می خواهد چه کند؟ در نهایت که قرار است آزاد شوند پس چرا هم اکنون با حفظ پرستیژ و گرفتن چند امتیاز محدود چنین کاری را انجام نمی دهد؟ مگر در نهایت با دونفر آلمانی و فرانسوی چه کردند؟ چه امتیازی از دستگیری آن دو نفر عاید ایران شد؟ نتیجه این اقدامات جز ضرر اقتصادی برای ایران چیز دیگری در پی نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  86/01/14ساعت 13:23  توسط شیرویه  | 

امروز سیزده بدر ایرانی است، یک سنت زیبا و پسندیده که تمامی ایرانیان با همدیگر از خانه بیرون می زنند، شاید در هیچ جای جهان چنین رسمی که به یکباره چیزی حدود 70 میلیون نفر خود را مقید به اجرای مراسمی خاص بدانند و با هم به بیرون از خانه و کاشانه زنند و زمینه ساز تغییری در روند یکنواخت زندگیشان باشد وجود نداشته باشد، بنابراین شایسته است با نهایت دقت از این میراث های ارزشمند و انسانی خویش پاسداری نماییم، زیرا سنتی به شدت انسانی هستند که بیش از هر چیز به کرامت انسانی و ارتباط میان افراد توجه نشان می دهد، با کمی دقت خواهیم یافت حفظ این سنت ها زمینه ساز حفظ روابط انسانی و خانوادگی در میان ایرانیان است و چه بسا در روزهای نوروز و فراغت از روزمرگی ها زمینه برای دید و بازدیهایی فراهم می شود و افرادی به ملاقات یکدیگر می روند که چه بسا در طول سال گرفتاری ها و حتی کدورت ها مانع از آن می گردند و این روزها بهانه ای برای رفع این کدورت ها بدون نگرانی از خرد شدن شخصیت افراد در پیش گام شدن در این کار است.

پس بیایم با احترام و اهتمام به حفظ این سنت ها زندگی زیبا و شایسته برای خویش فراهم نماییم، چرا که در دنیای امروز به واقع جایگزینی برای این سنتهای انسانی وجود ندارد.

+ نوشته شده در  86/01/13ساعت 13:30  توسط شیرویه  | 

در این روزهای تعطیل تقریبا" تمامی روزنه های کسب اطلاعات و اخبار من مسدود بوده و خبرها مگر از کانالهای رسمی به دست من نمی رسید، همین امر باعث شد بیش از پیش به اهمیت حضور رسانه های مستقل و بنگاههای خبری خصوصی پی ببرم.

تقریبا" هر 6 کانال تلویزیون دولتی ایران فاقد کارائی لازم برای جذب مخاطب است، از سوی دیگر هیچ گونه جایگزینی نیز در میان کانال های ماهواره ای با این گستردگی و تنوع موضوع برنامه ها وجود ندارد، سیاست ورزان ایرانی نیز متاسفانه هنوز به اهمیت ارتباط مستمر با افکار عمومی پی نبرده اند و  تلاشی در جهت پر کردن این خلاها از سوی آنها مشاهده نمی شود در حالیکه با راه اندازی یک شبکه مستقل ماهواره ای با ارائه برنامه های سرگرم کننده در کنار برنامه های خبری و سیاسی و تحلیلی با دیدی منصفانه می توانند ضمن ایجاد پایگاهی مستحکم در میان افکار عمومی، برنامه ها و دیدگاههای خویش را نیز به پیش برند.

در صورت حضور یک رسانه تاثیر گذار که دارای مخاطبان گسترده در میان افکار عمومی داخل ایران باشد، رادیو تلویزیون دولتی نیز ناگزیر خواهد شد برای از دست ندادن تاثیر گذاری خویش به تعدیل دیگاههای خویش پرداخته و در ارائه اخبار و اطلاعات و برنامه های خویش ذائقه مخاطبان و فهم و درک آنها را لحاظ نماید.

در انتها بد نیست نظر شما را به برنامه های ماهواره ای صدای آمریکا جلب نمایم، به هر روی چه بخواهیم چه نخواهیم، امروز این کشور طرف حساب برنامه های هسته ای ما در جهان و به نوعی دشمن ناخواسته ملت ایران گشته و با افزایش برنامه های فارسی زبان ماهواره ای خود به 4 ساعت به شدت درصدد تاثیر گذاری بر افکار عمومی ایرانیان است، به حق باید اذعان نمود برنامه های این شبکه دارای قابلیت های لازم برای جذب مخاطب و تاثیر گذاری لازم است چرا که نه تنها تنوع برنامه ها در آن وجود دارد که افراد فعالی که ایرانیان تنها نامی از آنها در روزنامه ها یا در سایتهای خبری به صورتی گذارا می شنیده اند را برای مصاحبه و ارائه برنامه ها و راهکارهایشان به استودیو دعوت می کند و این چنین نوعی تازگی را به رخ مخاطب می کشد.

حال باید پرسید فعالان ایرانی حوزه سیاست و دلسوزان وطنی در این وانفسا در حال چه کاری هستند؟

هنوز در پی تشکیل اتحاد جمهوری خواهان و یا دموکراسی خواهانند؟ یا در پی تشکیل جبهه دموکراسی همراه با صلح و یا ...؟ در پی هر چه هستند باید بدانند امروز ایران بیش از هر چیزی نیازمند آگاهی است. 
+ نوشته شده در  86/01/12ساعت 17:21  توسط شیرویه  |