تبليغاتX
ایرانیان پاک سرشت
سیاسی-اجتماعی

آدمی شرایط و اوضاع فعلی ایران را که می بیند دلش می گیرد، متاسفانه هیچ چشم انداز روشنی هم قابل تصور نیست که بدان امید انسان روزگار بگذراند.

به هر طرف که نگریسته شود کوههای مشکلات به چشم می آید که اراده انسان را به سخره می گیرند.

به نظر میرسد در شرایط فعلی و امروز ایران ما بیش از چیز به سیاستمدارانی وطن پرست و ملی نیازمندیم که با درک شرایط و منافع ملی ایران و کوشش خستگی ناپذیر سعی در اعتلای نام وطن داشته باشند اما متاسفانه شاهدیم به جای ایشان افرادی نادان با تکیه بر ایدئولوژی های پوچ و تو خالی بر ایران حکم می رانند. امروز بیش از هر موقع دیگر نسل جوان ایرانی نیازمند آشنایی با گذشته پر افتخار خویشتن است و پس از آن نیازمند شناخت تاریخ معاصر خویش بدور از حب و بغض ها و تنها بر پایه حقایق تاریخی.

در ایران متاسفانه ما برای خویشتن شخصیتی قابل ستایش باقی نگذارده ایم. هریک از افرادی که گوشه ای از تاریخ این کشور بزرگ را تشکیل داده اند توسط دوستداران خویش یا توسط افراد سود جو تا مرز تقدس بزرگ داشته شدند و توسط عده ای رقیب تا مرز مسئول تمامی بدبختی های تاریخی این ملت سقوط نموده اند، مثال این وضعیت شامل تمامی شخصیت های تاریخی این مرزو بوم است متاسفانه هیچ شخصیتی از این امر مستثنا نگشته است اما سرانجام باید این وضعیت خاتمه یابد و نسل ایرانی با شخصیت های تاریخی خویش جدا از حب و بغض ها و تنها براساس اعمال انجام شده توسط آنها آشنا گردد. باید حس ملی گرایی در تمامی ایرانیان تحریک شود باید کشور خویش را به عنوان میراث دار یک تمدن بزرگ و باستانی بپرستند و به ایرانی بودن خویش افتخار کنند.

اما این مهم چگونه حاصل می شود؟ در درجه اول باید ملت ایران دست از ایدئولوژی برداشته و انتخاب خویش را برپایه منافع ملی خویش استوار گردانند و در درجه دوم از همگی افراد انتخاب شده بخواهند که تمامی تصمیمات خویش را براساس منافع ملی ایرانیان شکل دهند و در گسترش حوزه نفوذ فرهنگ و تمدن ایرانی در خارج مرزهای ایران کوشا باشند و در ایران نیز از تمامی امکانات برای استیلای نمادهای فرهنگ ایرانی در برابر دیگر تمدن ها و فرهنگ ها استفاده کنند.طوری که به عنوان نمونه استفاده از نام های غیر ایرانی برای نامگذاری فرزندان یا اماکن و ... نا مانوس گردد. این شاید کمینه خواسته هر ایرانی وطن پرستی باشد چیزی که تبدیل به آرزویی برای ما شده است.

پس از آن باید فرهنگ استفاده از لوازم تولید داخل جا انداخته شود، هم اکنون شما به اوازمی که در خانه دارید اگر توجه کنید، متوجه خواهید شد که قسمت بزرگی از آنها ساخت کشوری جز ایران است.

به عنوان نمونه به وسایل آشپزخانه توجه فرمایید: لباس شویی، اجاق گاز، آب میوه گیری، پلو پز، توستر، مایکرو ویو، مایکرو فر، قهوه جوش و ... کدام یک ایرانیند؟

متاسفانه ما در بد جایگاهی قرار داریم هیچ یک از لوازمی را که استفاده می کنیم به شکل شایسته ای قادر به تولیدشان نیستیم، از تیغ اصلاح گرفته تا اتومبیل و هواپیما را بدون استثنا و به شکل روز افزون و خطرناکی از خارج وارد می کنیم و روز به روز این احساس خطر در نزد ایرانیان کاهش می یابد و بدین وضعیت بیشتر خو می کینم.

ما امروز نیاز به فرهنگ سازی و تلاش همگانی برای ساخت وطمنان و تحریم استفاده از کالای خارجی داریم باشد که چنین کنیم.       
+ نوشته شده در  85/11/29ساعت 19:8  توسط شیرویه  | 

راهپیمایی 22 بهمن هم برگزار شد و طبق معمول در پشت سرش یکی دو روز تلویزیون ایران در اطراف و اکناف این نمایش شعور و حضور!!! و در هم شکستن روحیه دشمن و غیره به حماسه سرایی پرداخت!

ابتدا در همان روز 22 بهمن اعلام شد که رسانه هایی همچون بی بی سی این راهپیمایی را به طور مناسب پوشش خبری ندادند و از کنار آن به سادگی گذشتند، در اینجا کسی به آقایان خرده نگرفت که پدر من، عزیز من شما بودید با ادعایتان گوش فلک را کر کرده بودید که آمریکا و انگلیس و اسرائیل و ... (دیگه هر کشوری که یادشون میومد نام می بردن) از این حضور می ترسند و دوست ندارند شما شرکت کنید، حالا دیدید اصلا" برایشان مهم هم نبوده!!!

موضوع دیگر مربوط به نوع تفسیر و برداشتی است که از این حضور به عمل آمد و آن اینکه این راهپیمایی را به منزله تایید بی چون و چرا و حمایت صد در صدی از کل نظام حاکم تفسیر کردند! البته در اینجا خیلی شاید جای مناقشه نباشد برای کسانی که ماهیت این نظام در طی این 28 ساله روشن شده و راه خویش را از این انقلاب جدا نموده اند حتی اگر زمانی برای به بار نشسن آن هم تلاش کرده باشند، امروز برای جلوگیری از دادن چک سفید امضا تخم مرغ های خود را در سبد این رژیم نمی گذارند و با خون دل خوردن در خانه می نشینند، پس با اطمینان می توان گفت بالای 9/99 % از شرکت کنندگان کسانی بودند که با آگاهی از خطاهای فاحش نظام یا بدون آگاهی از آنها و تنها با حسن نیت که حتی در این صورت نیز مسئولند و برای حمایت از این رژیم در این راهپیمایی شرکت کردند.

من در اینجا قصد طرح چند پرسش از شرکت کنندگان در این راهپیمایی را دارم:

آیا شرکت شما در این راهپیمایی به منزله تائید بی چون و چرای شما از اعمال و رفتار حاکمیت است؟

اگر این چنین نیست چه راههایی برای اعتراض و بیان خواسته های خود می شناسید؟

آیا شرکت شما به معنی تائید برگزاری انتخابات غیر آزاد در ایران نمی باشد؟

آیا شرکت شما تایید سیاست های در پیش گرفته شده توسط رئیس جمهور آقای احمدی نژاد در تقابل با جهان نمی باشد؟

آیا شرکت شما به معنی تایید ترکیب کابینه آقای احمدی نژاد نیست، در حالیکه که حرف و سخن در رابطه با حداقل دو عضو از این کابینه بسیار است؟
+ نوشته شده در  85/11/26ساعت 8:23  توسط شیرویه  | 

فردا 22 بهمن است، باز هم همچون سالهای پیش بسیاری نهادها و شبه احزاب که شاید نام بسیاری از آنها حتی به گوش بسیاری از ما نخورده باشد از مردم برای شرکت در راهپیمایی که به این مناسبت برگزار می شود دعوت کرده اند!

ملت ایران در سال 57 بنا بدلایلی که بسیاری از آنها امروز و پس از گذشت چندین سال قابل درک و بسیاری دیگر نیز غیر قابل قبول بودند اتقلابی را به انجام رساندند، این انقلاب مراحل تکوین خود را به خوبی طی ننموده بود و به سرعتی برق آسا به ثمر نشست، که برای پی بردن به این موضوع از خاطراتی که توسط دست اندرکاران ریز و درشت این انقلاب به صورت جسته و گریخته منتشر می شود می توان استفاده نمود به طوریکه برای نمونه در مصاحبه ای که امروز آقای توکلی نماینده مجلس با صدا و سیما داشتند ابراز نمودند که ما در دوران دانشجویی (فاصله چندانی با وقوع انتقلاب در ایران نداشته) اصلا" به تصور تغییر نظام نبودیم بلکه تنها از دخالت های آمریکا و سران نظام جز شاه انتقاد می کردیم.به هر شکل با توجه به برانگیختن احساسات مذهبی مردم و رشد طبقه متوسط شهری و دلایل دیگری که اکنون قصد پرداختن بدانها را ندارم این انقلاب پیروز گشت، اما عده ای پس از سوار شدن بر خر مراد خویش، روز 22 بهمن را بهانه ای قرار دادند و به بهانه پیروزی این انقلاب که بالاخره با رفتن عده ای و آمدن عده ای دیگر همراه بوده راهپیمایی 22 بهمن را اختراع نمودند!!! و شرکت در آن را وظیفه شرعی هر ایرانی معرفی کردند و با گره زدن آن به امنیت ملی و ایجاد حساسیت های کاذب و دروغین در ملت و جلوه دادن اینکه دشمنان (آمریکا و اسرائیل و استکبار جهانی) نظاره گر این شور و شعور شمایند!!! بنابراین باید با شرکت در این راهپیمایی مشت محکمی بر دهان امریالیست جهانی وارد آورید!!!

یک سوال: پس از 28 سال از انقلاب باز هم ملت ایران باید برای نشان دادن وحدت ملی خود در این راهپیمایی (حالا چرا راهپیمایی؟؟؟) شرکت کنند! این بازی کی تمام می شود؟ کی با جهان از در آشتی و حسن نیت و صلح در خواهید آمد؟ تا کی باید با جهان دارای کنتاکت و برخورد باشید! ملت از این وضع خسته اند ما در این گونه راهپیمایی ها که دادن چک سفید امضا و به منزله تایید چشم بسته کارهای شماست شرکت نمی کنیم!        
+ نوشته شده در  85/11/21ساعت 22:16  توسط شیرویه  | 

سوال مصاحبه گر تلویزیونی:

"شما فکر می کنید آمریکا و اسرائیل دوست دارن راهپیمایی 22 بهمن چگونه برگزار بشه؟"

آخه بابا مگه ملت ایران احمقن؟ آخه اینا چه مزخرفاتیه به خورد ملت میدین؟

آدم شرم می کنه خجالت می کشه این مزخرفاتو از تلویزیون می شنوه! آدم چندشش می شه!

چرا این قدر ما بدبخت شدیم؟! 
+ نوشته شده در  85/11/20ساعت 14:37  توسط شیرویه  | 

باز هم رئیس جمهور به سفر دیگری و اینبار برای افتتاح آزاد راه قزوین – زنجان رفت!

در این چند روز اخیر که به دهه فجر موسوم هست رئیس جمهور چندین سفر استانی داشته که هر کدام آنها به بهانه افتتاح یکی دو طرح بزرگ ملی بوده، اما جای سوال باقیست چرا برای افتتاح تک تک این طرح ها باید شخص رئیس جمهور شر کت داشته و نیز این طرح ها همگی در این چند روزه به بهره برداری برسند؟

آیا طرح هایی که امروز روبان افتتاحشان توسط آقای احمدی نژاد بریده می شوند حاصل تدبیرها و تلاشهای مسئولان و مدیران و دیگر دست اندرکان پیشین نبوده و جا ندارد از آنها نیز در این مراسم یادی شود؟

اینجانب واقف به این موضوع هستم که شخص رئیس جمهور فارق از اینکه چه شخصی باشد نماد و سمبل وحدت ملی هر کشوری است و باید در حین انجام انتقادات، خدشه ای به مقام و اعتبار او وارد نشود اما می توان به جای سفر به تک تک استانها در این مدت اندک چند روزه تنها یک استان و یک طرح را از میان همگی آنها گلچین نمود و از آنجا با دستور افتتاح تمامی طرح های دیگر به صورت همزمان،صرفه جویی بالایی در هزینه ها انجام داد و از ریخت و پاشهای بی مورد جلوگیری کرد و هزینه های فراوان سفر هیات دولت برای چند ساعت حضور در اینگونه مراسم را برای شناخت ظرفیت ایجاد شده در پی به بهره برداری رسیدن این طرح ها صرف نمود.

البته خوشبختانه دولت فعلی از تمامی امکانات برای تبلیغات امور ریز و درشتی که انجام می دهد برخوردار است و این نیز به تیز هوشی این دولت باز می گردد که متوجه امر تبلیغات و تاثیر روانی این موضوع بر ذهن جامعه است، دولت گذشته تمام مدت فقان از عدم همراهی دستگاههای تبلیغاتی بخصوص صدا و سیما با برنامه های خویش داشته، غافل از اینکه مگر از سوی دولت ایشان هیچ گونه تلاشی برای معرفی دستاورها که اندک نیز نبودند به صورت درونی و میان مجموعه تحت مدیریت انجام گرفت و صدا و سیما از پخش آن برنامه ها جلوگیری کرد؟ آیا افرادی همچون آقایان داد و افخمی و ... در میان اصلاح طلبان نبودند که اقدام به تهیه فیلم های تبلیغاتی برای دولت نمایند؟ اگر آنگاه صدا و سیما از نمایش این گونه فیلم ها سر باز می زد آن زمان بود که باید فاتحه دولت و حاکمیت دوگانه را در ایران خواند چرا که چگونه می شود دولتی حتی نتواند سخن خود را از مسیر رسانه دولتی که تمامی هزینه های آن را بردوش می کشد و انحصاری آن می باشد در جهت تبلیغات و ارتباط با شهروندانش استفاده نکند و از رسانه تاثیر گذار محروم گردد؟

یک مساله دیگر نیز مطرح است که دوست دارم به آن نیز بپردازم و آن زمان افتتاح طرح و رونمایی محصولات و دادن انواع وعده ها و وعیدها در این دوران است، انتخاب این چند روز برای انجام این امور یک کار کاملا" تبلیغاتی هدفمند برای بزرگ نمودن و به خاطره ها سپردن 22 بهمن و سالگرد پیروزی انقلاب و دهه ای است که از آن به دهه فجر یاد میشود، اینجانب مخالفتی با انقلاب بزرگ ملت ایران که در پی دستیابی به کرامت انسانی خویش بدان دست زدند ندارم ولی چرا به دیگر جشن های بزرگ ملی ایرانیان کم توجهی و حتی بی توجهی صورت می گیرد و آن روزها نیز چون این روزها به صورت شایسته و بایسته ای مورد توجه قرار نمی گیرند؟ چرا خیلی از طرح ها در روزهای نوروز باستانی افتتاح نمی شوند؟ چرا با دست خودمان پیشینه عظیم تمدنی خودمان را نادیده می گیریم و سعی در نابودیشان می نماییم؟ ملت ایران باید امروز ایرانی بودن خودشان را با تکیه بر یک پیشینه تمدنی عظیم در جهان فریاد زنند و به آن افتخار کنند با جدا کردن گذشته ایرانیان از ایشان در پی چه دستاوردی هستیم و چه چیزی را می خواهیم جانشین آن نماییم؟     

+ نوشته شده در  85/11/19ساعت 8:55  توسط شیرویه  | 

در این چند روز اخیر که در آستانه سالگرد پیروزی انقلاب مردم ایران قرار داریم اگر به اخباری که از طریق رسانه های دولتی به ویژه صدا و سیما پخش می شود توجه شود در قسمت اعظم آنها سعی در ارائه آمار و مقایسه خدمات ارائه شده در پس از انقلاب با پیش از آن را دارد، که نمونه های آن ارائه آمار در زمینه ساخت راه و خطوط تلفن و برق رسانی به نقاط مختلف کشور است. اما در اینجا نکته ای است که به نظر من از دید مردم دور مانده و مسئولان نیز با زیرکی از آن سوء استفاده می کنند و آن این است که به این موضوع توجه نمی کنند که ایران پیش از انقلاب تنها یک دوره 20 ساله زمان رضا شاه و یک دوره 27 ساله دوران محمد رضا شاه را برای پیشرفت داشته است و آنها در همان زمان اندک ایران را که از داشتن هر نوع صنعتی محروم بوده به جایی رسانیدند که ایرانیان خویشتن را با کشورهایی همچون ژاپن مقایسه می کردند و زیربنای بسیاری از صنایعی که امروز در ایران وجود دارد همچون صنایع خودروسازی و فولاد و ذوب آهن و حتی انرژی هسته ای در دوران پیش از انقلاب گذاشته شدند و هنوز هم بسیاری از آنها از نظر وسعت تولید در خاورمیانه سرآمد هستند.

اما بهترین روش برای اینکه متوجه شویم در این  28 ساله به چه جایگاهی رسیده ایم مقایسه شرایط امروزمان با کشورهایی است که در زمان شاه دارای شرایطی کم و بیش مشابه ما بوده اند و اکنون در چه جایگاهی قراردارند، که نمونه قابل درک و ملموس از این کشورها کره جنوبی است! دیگری ترکیه است! حال تا ته قضیه را بخوانید!!!

تنها مشکل شاه ایران عدم توجه او به دموکراسی و توجه به کرامت انسانی ایرانیان بوده و بس!

+ نوشته شده در  85/11/18ساعت 21:4  توسط شیرویه  | 

باز هم امریکایی ها یکی از دیپلمات های ایرانی را در عراق دستگیر کردند!

همانطور که همگی می دانیم دیپلمات های هر کشور از مصونیت دیپلماتیک برخوردارند و سفارت هر کشوری در دیگر کشورها جزء خاک آن کشور محسوب می شود، اما برای چندمین بار در طی مدت اشغال عراق توسط نیروهای امریکایی، ایرانیان توسط این نیروها به بازداشت در آمدند که هر دفعه این عمل اهانت آمیز، تنها از طریق کانالهای رسمی مورد اعتراض قرار گرفت و پس از رایزنی هایی این افراد سرانجام آزاد شدند اما در موارد اخیر که تعدادی از دیپلمات ها بازداشت شدند موضوع تا حدودی متفاوت تر است، زیرا که این افراد اصولا" باید مصونیت داشته باشند و در صورت مضر بودن در یک فرصت مشخص مجبور به ترک کشوری که در آن ماموریت دارند شوند، اما متاسفانه این طور به نظر می رسد که حاکمیت جمهوری اسلامی افراد اطلاعاتی و امنیتی خویش را در پوشش دیپلماتیک به کشور همسایه (عراق) گسیل داشته و پس از پی بردن امریکائیان به این موضوع آنها نیز با شدت عمل هرچه تمام تر به مقابله پرداخته اند که نتیجه این امر توهین و تحقیر ملت ایران می باشد چرا که در پی بازداشت این دیپلمات های قلابی دفاع شایسته ای از موقعیت ایران نشده است.

باید روشن شود که حاکمیت ایران از گسیل نیرو و دخالت های مستقیم و غیر مستقیم در کشورهای اطراف به خصوص عراق دنبال چه منافع و اهدافی می گردد، آیا تنها به دنبال ضربه زدن کور به منافع آمریکا در این کشورهاست و یا قصد پیاده کردن الگوهای مورد نظر خویش در حاکمیت این کشورها را دارد؟ الگویی مشابه جمهوری اسلامی خود که حتی در ایران نیز از جایگاه و پایگاه شایسته و بایسته ای برخوردار نیست و ملت ایران هر روز بیش از گذشته بدنبال تغییر در شرایط و وضعیت خویش و نیل به یک دموکراسی واقعی هستند. اگر هدف را ضربه زدن به امریکا تعریف کرده باشد تا چه موقع باید دو کشور در دور باطل کشمکش ها و از بین بردن فرصت ها گرفتار باشند؟ تا امروز هیچ کارشناسی در جهان یافت نشده که مدعی تضاد بین منافع ایران و امریکا چه در سطح منطقه ای و چه در سطح جهانی شده باشد. موضوع کودتای 28 مرداد در ایران بر ضد دولت ملی و قانونی دکتر مصدق یک برگ تاریک در کارنامه رابطه ایران و امریکا و موجب روسیاهی امریکاست اما به هر روی از این موضوع بیش از 50 سال می گذرد، حتی در پی این قضیه امریکایی ها سرمایه گذاری های کلانی در ایران انجام دادند حتی اگر این سرمایه گذاری ها را در جهت منافع این کشور در نظر بگیریم باز هم امریکائیان دوستان بدی برای ایرانیان نیودند، در دوران انقلاب نیز با توجه به ابرقدرت بودن این کشور نمی توانستند نسبت به ماجراهای ایران که در حساس ترین منطقه جهان آن روز از نظر ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی قرار داشت  بی تفاوت باشند، از این رو از طریق تماس و ارتباط با انقلابیون آن زمان سعی در درک و اگر می توانستند کنترل امواج انقلاب داشته باشد اما به شکلی که موضوع پیش رفت و غافلگیری آنها موفق به چنین امری نشدند، در پس از انقلاب باتوجه به ذهنیت منفی مردم که توسط رهبرشان نیز بدان دامن زده می شد کار را به تقابل رو در رو  کشاندند که ماجراهای پس از آنرا که شامل جنگ و تحریم و حمله نظامی مستقیم و بلوکه شدن دارائی ها و سنگ اندازی های اقتصادی و سیاسی و هزار کار دیگر است را همگی می دانیم، اما مثل معروفی است که می گوید: "در دعوا حلوا پخش نمی کنند" این ضرب المثل دقیقا" بیان کننده شرایط روابط ایران و امریکاست، دو کشور بی دلیل در دامی افتادند که اشتباهاتشان آنها را به آن نزدیک کرده بود، در این 28 ساله نیز مسئولان امریکایی بدلیل غرور خود و مسئولان ایرانی بدلیل عوام فریبی و عدم درک صحیح از منافع ملی و کوته نطری و عدم شجاعت و عدم درک صحیح شرایط و... تا می توانستند روند جدایی دو کشور را سرعت بخشیدند، کشور های اطراف حتی افغانستان نیز از برگ عدم رابطه دو کشور ایران و امریکا استفاده کردند و هر موقع که صحبت از برقراری رابطه یا حتی تماس کوچکی بین دو کشور بوجود می آمد به سرعت شروع به تخریب این روند می کردند.

باید قبول کنیم که هر چه زمان بیشتر بگذرد فاصله ها بیشتر گشته، درک متقابل کاهش می یابد، خصومت ها و دشمنی ها افزون تر می گردد، و نتیجه تمام این ها افزایش هزینه ها و عدم ایجاد تمایل و رغبت در دوطرف برای نشستن بر میز مذاکره و حل مشکلات فیما بین است، که نمونه این مشکل مساله فلسطین و اسرائیل است که بسیاری به حق معتقدند که مشکل ایران و امریکا زمانی حل می شود که مشکل ایران و اسرائیل حل شود، این قضیه نیز نمونه دیگری از دخالت های بی مورد ایران در امور دیگران است، همانطوری که همگی می دانیم هر کشوری تنها در پی منافع ملی خویش است و در تمامی کوشش های خویش سعی در بدست آوری حداکثر منافع برای کشور خویش دارد اما جای سوال است که حاکمیت جمهوری اسلامی از مخالفت با اسرائیل پی چه منافعی می گردد؟ قدس در دست فلسطینیان باشد یا نباشد ملت فلسطین آواره باشند یا نباشند اسرائیل به سرزمین های پیش از 1967 بازگردد یا نگردد یا دیگر مسائلی که در این قضیه درگیر است به ملت ایران چه دخلی دارد؟ چرا میانجی گر صلح نمی شویم؟ چرا سعی در کاهش آلام آنان نمی کنیم اگر تنها هدفمان اندوستی و هم نوع دوستی است؟

باید ایدئولوژی از سیاست داخلی و خارجی ایران رخت بربندد و سیاست های داخلی و خارجی ایران را منافع ملی ایران زمین تشکیل دهد تا شاهد ایرانی بزرگ و مقتدر در سطح جهان باشیم آنگاه می توانیم در زیر سایه ایرانی سربلند از حقوق ملل بی دفاع، دفاع نموده و سعی در ایجاد جهانی آنطور که خود می پسندیم نماییم!

باید در اینجا متذکر شوم که اینجانب مخالف آرمانگرایی و عشق ورزیدن به نیکی ها و خوبی ها نیستم بلکه معتقدم اگر واقعا" هدف چنین چیزی است پس اولین گام باید آتش بس و سپس مذاکرات فشرده و بی قید و شرط بین طرفهای درگیر در هر کجای جهان از جمله فلسطین باشد، باید این نکته را پذیرفت، اسرائیل موجودیتی است با عمری بیش از نیم قرن که در طی این مدت کسانی که بدان جا مهاجرت نمودند تشکیل زندگی دادند و از آنها فرزندانی متولد شدند که امروز اسرائیل را موطن خود می دادند، آیا آنها انسان نیستند و نیاز به آرامش ندارند؟ آیا تنها مسلمانان خونشان پاک است؟ پس بیاییم برای صلح و برای احترام به زندگی تلاش کنیم!    

+ نوشته شده در  85/11/17ساعت 17:40  توسط شیرویه  | 

دوستان به همگی شما کشف داروی تقویت کننده سیستم ایمنی بدن یا همان داروی ضد ایدز رو تبریک میگم. امیدوارم این خبر حقیقت داشته و واقعا" این دارو، دارویی موثر برای کاهش دردها و رنج های بیماران و سرآغازی برای پیشرفت های روز افزون کشور عزیز ما بشه.

البته یکی دو خبر خوش باز هم پزشکی داشتیم که یکیش درمان ضایعات نخاعی بوسیله سلول های بنیادی بوده و دیگری پیوستن ایران به جمع توسلد کنندگان داروهای نوترکیب که البته اینها خبرهایی هستن که از کانالهای رسمی مخابره شدن و من فقط امیدوارم که این خبرها صحت داشته باشه و  بابت این دو پیشرفت هم به شما تبریک می گم.

اما قصد دارم به شما توصیه کنم به این سایتها و وبلاگهایی که پیوند دادم حتما" سر بزنید، البته مطمئنم که به سایتهای آقایان بهنود و عبدی تا حالا حتما" سرزدید بیشتر منظورم سایتها و وبلاگهای کتابخونه ایه. حقیقاتا" در اونجا می تونید کتابها یا مقالات باب طبع خودتون رو پیدا کنید. من خودم که واقعا" لذت بردم و خیلی مطالب خوبی از اونجا ها بدست آوردم امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.
+ نوشته شده در  85/11/16ساعت 19:35  توسط شیرویه  | 

 

اخبار اعلام کرد ایران از نظر مصرف بنزین در جهان در مقام دهم قرار گرفته!!!

یعنی ما از کشورهایی که جمعیتی افزون تر از ما دارن و تعدادشون خیلی بیشتر از ده تاست از نظر مصرف بنزین در رتبه بالاتری قرار گرفتیم!!!

این جوری که آقایان دارن کشور رو اداره می کنن هر آدم بیسواد و دست و پا چلفتی بلد اداره کنه!!!

تا کی مسئولین ما می خوان دنباله روی عوام الناس باشن؟
+ نوشته شده در  85/11/16ساعت 13:36  توسط شیرویه  | 

دیروز بود در اخبار شنیدم که آقای جان مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا خواهان شنیدن صدای مخالف با نظر رسمی در رابطه با انرژی هسته ای از داخل ایران شدند، هر ایرانی که این سخنان را شنیده باشد نخستین چیزی که به ذهنش می رسد، دخالت مقامات امریکایی در امور داخلی ایران است، اما باید به این نکته نیز توجه شود که انرژی هسته ای مقوله ای است با اهمیت فوق العاده در سطح جهان که از شدت روشنی قضیه، نیازی به توضیحات اضافه ندارد. اما می توان این اظهار نظر را از جنبه های دیگری مورد بررسی قرار داد:

هر کشوری با توجه به قدرت سیاسی، اقتصادی، نظامی و در کل قدرت تاثیرگذاریش بر کشورهای دیگر حوزه امنیتی که به آن اصطلاحا" حیات خلوت می گویند برای خود تعریف می نماید که به عنوان نمونه حیات خلوت ایران، کشورهای اطراف از جمله افغانستان، عراق، لبنان، پاکستان، کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق و شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس و ... می باشد، ولی حوزه امنیتی کشور بزرگی همچون امریکا که یک پنجم (5/1) اقتصاد دنیا و بالای هفتاد درصد (70%) تولید علم و بزرگترین قدرت نظامی را در جهان در اختیار دارد به طوری که قدرت نظامیش به تنهایی از مجموع قدرت نظامی اتحادیه اروپا بیشتر است کل دنیا می باشد، یعنی در هر گوشه دنیا که اتفاقی رخ دهد، امریکا خود را وارد ماجرا خواهد نمود و با بسیاری از کشورها نیز پیمان های امنیتی دارد.با این توصیفات مساله هسته ای ایران با درنظر گرفتن تضادهایی که بین جمهوری اسلامی و امریکا در طول 28 سال گذشته حکمفرما بوده از جایگاه خاصی برخوردار است.

این نوع موضع گیری ها از سوی آمریکایی ها بیش از آنکه به نفع آنها تمام شود به ضرر ملت ایران و حتی هدف هایی که آنها در پی دستیابی به آن، چنین سخنانی را می گویند تمام خواهد شد، زیرا که در این صورت هرگونه صدای مخالفتی یا حتی انتقادی از داخل با انگ مزدور بیگانه یا سخنگوی رادیو امریکا و ... خفه خواهد شد.

باید به این نکته بسیار مهم توجه کرد که آمریکائیان در سراسر جهان تنها و تنها به دنبال منافع ملی خویش هستند و هر کجا این منافع را در خطر ببینند سریعا" وارد عمل خواهند شد که اوج این دخالت ها را در کشور خودمان در ماجرای کودتای 28 مرداد 32 بر علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق شاهد بوده ایم، نمونه دیگر از مبارزه آمریکائیان با ایران در موقع جنگ هشت ساله ایران با عراق بوده که هرگاه موقعیت ایران در جبهه ها بهبودی نسبی می یافته و کشورمان در آستانه پیروزی بزرگی قرار می گرفته که حکومت صدام را تهدید جدی می نمود، آمریکائیان به سرعت وارد قضیه شده که نمونه آن هدف قرار دادن سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس می باشد و نیز اگر در زمان پیروزی انقلاب در سال 57 که این روزها در آستانه سالگرد آن قرار داریم آنها دست به اقدام خاصی نزدند به دلیل سهل انگاری سرویس های جاسوسیشان بوده که تا مهر ماه سال 57 متوجه اوج گیری اعتراضات در ایران نشده بودند، سازمان سیا در مرداد 57 در گزارشی مدعی می شود که "ایران در وضع انقلابی یا حتی ماقبل انقلاب قرار ندارد." و سازمن دیا در 6 مهر ماه 57 چنین گزارش می دهد: "انتظار می رود که شاه تا ده سال دیگر بطور فعال زمام قدرت را در دست داشته باشد." و پس از آن نیز ماهیت نیروهای انقلابی را درک نکردند و از سوی دیگر آن موقع نیز که متوجه در خطر بودن موقعیت شاه شدند بدلیل عدم هماهنگی بین شورای امنیت ملی و وزارت خارجه نتوانستند اقدام خاصی را به انجام رسانند که نمونه آن حرکت دادن ناو هواپیمابر کانستلیشن از پایگاهش در خلیج سوبیک واقع در فیلیپین بسوی اقیانوس هند و سپس بازگرداندن آن به همان بندر پس از چند روز بوده است. نمونه دیگر تقاضای سولیوان سفیر وقت آمریکا در ایران برای ترتیب دادن ملاقات با نیروهای مذهبی و سران جبهه ملی به منظور تشکیل شورای سلطنت و برکناری شاه و انجام مقدمات انتقال قدرت در ایران بود که پاسخی از سوی آمریکا دریافت نکرد.

در هر صورت آمریکائیان دارای پرونده سیاهی در اینگونه موارد هستند و در اینجا فقط به نمونه های اندکی از آن در رابطه با کشور خودمان اشاره شد، در حالی که می توان نمونه های بسیار دیگری را چه در مورد خودمان و چه در سایر کشورهای جهان سراغ گرفت، ولی با تمام این تفاسیر همچنان باید باب گفتگو و مذاکره و تضارب آرا در ایران بین تمامی گروهها گشوده باشد و با دنیای خارج نیز براساس تفاهم و مفاهمه برخورد نماییم و سعی در کاهش تنش با تمامی کشورهای جهان داشته باشیم و تنها چیزی که باید در نظر داشته باشیم منافع ملی ایران باشد.                                                                                                    
+ نوشته شده در  85/11/13ساعت 13:26  توسط شیرویه  | 

پیش از روزهای محرم بود که شبکه سوم هنگام پخش فیلم زییرنویسی با این مضمون در زیر تصاویر خود نوشت: "افزایش آب بها به منظور افزایش درآمد نیست بلکه راهی برای کاهش مصرف است"

مجلس هفتم درواپسین سال ریاست جمهوری آقای خاتمی تصمیم به عدم افزایش نرخ خدمات دولتی گرفت که این تصمیم حامل های انرژی را هم شامل شد، در آن زمان طبق قانون پنج ساله سوم توسعه باید هرسال معادل ده درصد (10%) به نرخ حامل های انرژی افزوده می شد و در آخرین سال آن برنامه دولت قصد داشت که لایحه ای به مجلس ارائه کند و در طی آن قیمت بنزین را به نرخ فوب خلیج فارس یعنی چیزی حدود 500 تا 550 تومان در هر لیتر برساند، اما مجلسیان که تازه وارد پارلمان شده بودند و از یک طرف با شعارهای پوپولیستی این صندلی ها را اشغال کرده بودند و از طرف دیگر انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم در پیش بود نه تنها با این لایحه از در مخالفت درآمدند بلکه تصمیم به ثابت نگه داشتن سقف قیمت ها برای حداقل یک سال گرفتند، تصمیمی که تنها و تنها به افزایش بی رویه این حاملها و سرمایه های ملی در کشور انجامید به طوری که طبق آمارهای بین المللی که در ایران نیز منتشر شدند سرآنه مصرف انرژی در ایران از تمامی کشورهای جهان بیشتر است و سرانجام باز هم با آزمون و خطای دیگر و شاید هم پس از نیل به هدف خویش (بدست گیری پست ریاست جمهوری) به درستی یا حداقل کم ضررتر بودن روش های پیشین واقف شدند و همان مسیر گذشته را در حال طی کردن هستند اما به شیوه ای درست تر چرا که این بار از روش های تبلیغاتی و اطلاع رسانی و نوعی آماده کردن ذهن های جامعه همانطور که نمونه ای از آن را در ابتدای نوشتار آورده ام غفلت ننموده اند، کاری که دولت آقای خاتمی و حامیان ایشان کمترین توجه را در طول سردمداری خویش به آن مبذول می داشتند.

افزایش سالانه ده درصدی قیمت حامل های انرژی بی شک تاثیر محسوسی بر میزان مصرف در کشور نداشته و نخواهد داشت زیرا با توجه به آمادگی که در جامعه برای افزایش قیمت ها پس از 14 فروردین هرسال بوجود آمده بود و نیز پایین بودن قیمت این حامل ها که ده درصد آن نیز رقم ناچیزی است و از طرف دیگر با توجه به پایین بودن قیمت انواع سوخت ها نسبت به دیگر محصولات مورد نیاز جامعه جای زیادی در سبد هزینه خانوار را اشغال نمی کند، (بعنوان نمونه بنزین لیتری 80 تومان با فزایش ده درصدی به لیتری 88 تومان میرسد!) متصدیان امر را به هدف مورد نظر یعنی کاهش مصرف رهنمون نمی شود.اما افزایش یکباره قیمت ها با توجه به شوکی که در جامعه ایجاد می کند و از طرف دیگر عدم توانایی تامین این هزینه توسط قشر وسیعی از جامعه بسیاری از افراد ناگیر خواهند شد که از وسایل جایگزین استفاده نمایند که در اینجا ایراداتی به این روش وارد می وشد که شامل: عدم وجود وسیله نقلیه عمومی به شکل مطلوب و کافی، تاثیگذاری بر نرخ تورم و ایجاد نارضایتی عمومی و ... است.

به نظر اینجانب با افزایش یکباره نرخ حامل های انرژی شامل بنزین، گازوئیل و گاز که عمده ترین سوخت های مصرفی در ایران هستند، با توجه به برداشته شدن بار سنگین پرداخت یارانه ها یه این محصولات، دولت می تواند از مابه التفاوت نرخ جدید و نرخ قدیم که همان رقم یارانه ها بوده و به گفته مسئولان امر بیشتر از کل بودجه عمرانی کشور در هر سال است، به سرعت در جهت مدرن و کارآمد کردن سیستم حمل و نقل عمومی شامل تسریع در ساخت مترو در شهرهای بزرگ و افزایش ناوگان اتوبوس رانی و تاکسیرانی در دیگر شهرها و نوسازی ناوگان عمومی بین شهری و احداث و تکمیل خطوط آهن و اوبان ها و بزرگراها در سطح کشور اقدام نمایند و به فاصله های مشخص به عنوان نمونه هر شش ماه یکبار نتایج و پیشرفت کارها در این زمینه را به آگاهی ملت برسانند.تصور نمی شود که هیچ ایرانی وطن دوستی در مقابل این اقدامات مفید دولت اگر واقعا" بدون حیف و میل و با اطلاع رسانی دقیق و سریع و صحیح انجام شود، مخالفت نماید، زیرا سرانجام آن اقدامات ایجاد محیطی بهتر و آرامش بخش تر برای اتمامی اعضای جامعه ایرانی خواهد بود در حالی که در این وانفسا و شلوغی خیابان ها همین جامعه ایرانی است که عذاب می کشد.

دولتمردان باید افق های دورتری را نسبت به مردم عادی ببینند و همواره چند گام از آنها پیشتر باشند و خیر و صلاح آنان را برایشان به نحو صحیحی تشریح کنند نه اینکه دنباله روی خواسته های مردمی باشند که بسیاریشان متاسفانه به بیماری نزدیک بینی دچارند، اما همین مردم اگر توجیه شوند بسیار بردبار و همراه خواهند بود با تصمیمات دولت.

در زمینه تاگیرگذاری بر نرخ تورم باید عرض شود که این تاثیز گذاری پس از افزایش قیمت یکباره سوخت شاید ناگزیر باشد و از طرف یگر این افزایش عمومی قیمت ها یکبار و برای همیشه خواهد بود و هر روز دچار نوسان و افزایش و کاهش نخواهد بود. این قیمت ها اگر آنقدر افزایش یابند که بسیاری توان خرید بسیاری کالاها را از دست دهند، ناچار آن کالاها از سبد مصرف خانوار خارج شده و زمینه برای کاهش نسبی قیمت آنها فراهم خواهد شد و یا ممکن است کلا" مردم با این مشکل نیز همچون مشکلات دیگر کنار بیایند. باید این موضوع را نیز در نظر داشت که افزایش قیمت ها خیلی هم افسار گسیخته نخواهد بود زیرا در این صورت بسیاری از محصولات باز فروش خود را از دست خواهند داد به ناچار این افزایش قیمت ها حد و مرز مشخصی خواهند داشت.

در ایران به ناچار یک نسل و شاید دونسل باید مشکلات توسعه کشور را به دوش کشند یا نسل های آینده از فواید توسعه بهره مند شوند به هر روی این چنین وضعیتی بهتر از شرایط حال حاضر ملت ایران است چرا که این ملت نسل های آن از سالهای دهه 40 تا کنون درگیر مسائل توسعه ای است و تا همین امروز به سر منزل مقصود خویش نرسیده است لازم است گام های ملت ایران در مسیر توسعه شتابان تر شونئ.

در تمامی کشورهایی که به شیوه دموکراتیک اداره می شوند وقتی جامعه به مشکل بزرگی برخورد می کند بالاترین مقام های آن کشور با احساس مسئولیتی درخور ستایش بر صفحه های تلویزیون ظاهر می شوند و با گرو گذاردن آبروی خویش درخواست هایی از مردم مطرح می کنند که تصور می شود به بهبود اوضاع کمک کند، اگر چنین کاری پس از تشریح اوضاع از سوی رئیس دولت ایران مطرح شود به نظظر شما با همراهی و همدلی مردم مواجه نخواهد شد؟

اما متاسفانه در اینجا بیشتر از منافع بلند مدت ملی به منافع ذودگذر نظام حاکمه توجه می شود و زمامداران امور سعی می کنند خویش را با امواج نارضایی مردم مواجه نکنند که البته این نیز از ضعف های آنها در زمینه توجیه مردم بر می خیزد.

در آخر لازم می دانم نکته ای دیگر نیز مطرح کنم و آن اینکه با رسیدن قیمت ها به قیمت های جهانی دیگر زمینه ای برای قاچاق سوخت وجود نخواهد داشت و آن میزان سوخت نیز به نوعی به ثروتهای ملی ایرانیان واریز خواهد شد.          
+ نوشته شده در  85/11/12ساعت 12:8  توسط شیرویه  | 

اوایل ماه محرم بود که زمزمه هایی مبنی بر ممنوعیت استفاده از تصاویر امامان و دیگر شخصیت های اسلامی که در کربلا کشته شدند به گوش رسید پش از آن به صورت کم و بیش در سطح شهر بر روی تصویر این شخصیتها را با پارچه های سفید پوشاندند اما همچنان در گوشه و کنار کسانی مشغول فروش اینگونه تصاویر بودند و به فراوانی این تصاویر را بر در و دیوار تکیه ها می شد مشاهده کرد.

البته من هر چه فکر می کنم دلیلی برای مخالفت با این عکس ها نمی یابم، عده ای بر اساس تصورات و خیالات خود و یا شاید بر اساس برخی نوشته های تاریخی اقدام به کشیدن این تصاویر نموده اند و در اصل کشیدن این تصاویر شاید هیچ گونه غرض و بدخواهی در میان نبوده است، سرانجام تا به کی باید تکایا تنها با پارچه های سیاه و سبز تزیین می شده؟ نسل جدید سعی در دادن جلوه هایی زیباتر و نقش و نگار بر این تکایا داشته اند و از این تصاویر در یکی دو سال اخیر به فراوانی استفاده شد.

دقیقا" در شب تاسوعا بدون هیچ اطلاع رسانی قبلی اقدام به جمع آوری علم ها از سطح شهر نمودند و این اقدام با مقاومت مردم روبرو شد و پس از آن در سطح رسانه ها شروع به انجام مصاحبه های خیابانی و با افراد گوناگونی نمودند و در تمامی آنها مردم از ایجاد راه بندان ها و سر و صدا توسط این دسته ها انتقاد داشتند. شاید به نوعی این چنین برخوردی بسیار غیر منتظره بوده باشد آن هم از سوی دولت آقای احمدی نژاد که شایع است به هر تکیه ای وامی پنج میلیونی داده و اعضای این تکایا را بیمه نموده است.

اما چرا به این شکل ضربتی و بدون اطلاع رسانی قبلی اقدام به برخورد نمودند؟

ما شاید با این سبک و سیاق از یادآوری مراسم عاشورا مخالف باشیم اما در هرصورت این نوع برخورد هم به نوعی دهن کجی و عدم حرمت گذاری به مردم بوده است زیرا مردم را بدون توجیه نمودن و دادن پیش زمینه و در شب تاسوعا ناگهان مجبور می کنند که مراسمی را که خود بیست و هشت سال و شاید هم بیشتر مروج آن بوده اند به شکلی دیگر برگزار کنند و علم ها را که یکی از لوازم اصلی دسته های سوگواری بوده از این مراسم حذف کنند،بدون توجه به این امر که بسیاری از مردم و نسل جوان متاسفانه امام حسین را فقط از همین طریق می شناخته اند و از آن امام پاک چیز بیشتری از اینکه در صحرای کربلا به دست یزید کشته شد و تشنه بود و ابوالفضل برادرش بود و زینب خواهرش و برای امر به معروف و نهی از منکر بپا خاسته بود چیزی نمی دانند.

شاید بسیاری از انجام چنین کاری که از سوی حاکمیت انجام شد خوشحال شده باشند اما باید واقع بینانه به مسائل نگریست بسیاری همانطور که گفتم فقط و فقط از طریق همین مجالس امام را می شناسند و اگر واقعا" درد دین یا آگاهی مردم را داریم باید به یک کار فرهنگی برزگ که زمان بر است دست بزنیم، من در دو پست پیشین خود از برپایی مجالس سخنرانی و شناساندن امام حسین از این طریق و عدم برگزاری مراسم سر و سینه زنی حمایت کرده بودم. این چنین مراسمی نقش موثرتری در شناساندن شخصیت امام به نسل جدید دارد.

متاسفانه انجام کارهای ضربتی تبدیل به یک روال شده و کارایی چندانی ندارد به طوریکه در همان شب تاسوعا و بعد از آن بعضی از دسته های سوگواری با علم و بعضی دیگر بدون علم قابل مشاهده بودند.

+ نوشته شده در  85/11/11ساعت 7:28  توسط شیرویه  | 

به مناسبت نزدیکی روزهای پیروزی انقلاب در ایران تصمیم گرفتم گوشه های از مصاحبه های آقای خمینی را که پیش از ورود به ایران و در پاریس انجام داده بودند (به جز یک مورد که با آقای لوسین ژرژ خبرنگار روزنامه لوموند فرانسه در نجف انجام دادند) را بیاورم تا یاد آوری از گفته ها و وعده ها و برنامه های ایشان باشد. این مجموعه مصاحبه ها را در سال 1381 از سایت گویا نیوز خوانده بودم و به صورت مستند به همان ماخذ در اینجا می آورم و از سخنان ایشان که به صورت جسته و گریخته خوانده یا شنیده ام و منبعی از آنها به یاد ندارم صرفنظر می کنم، یکی از این گونه سخنان، بیانات ایشان در رابطه با آزادی جریان اطلاعات است که در مصاحبه ای با کوبیدن رژیم سابق به دلیل در اختیار داشتن انحصاری رادیو و تلویزیون از سیستم هایی که در آنها این رسانه به صورت خصوصی اداره میشود حمایت کرده بودند.

در جاهای که از صحبت های آقای خمینی سوالات خبرنگار فهمیده می شود از ذکر سوال خودداری کرده ام اما در هرجا که لازم دیدم سوال و جواب را با هم آورده ام:  

روزنامه فرانسوی لوموند آقای لوسین ژرژ  -   4 اردیبهشت 57  

در خصوص زنان، اسلام هیچ گاه مخالف آزادی زنان نبوده است، برعکس اسلام با مفهوم زن به عنوان شی مخالفت کرده است و شرافت و حیثیت او را به وی باز داده است، زن مساوی مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیت های خود را انتخاب کند. اما رژیم شاه است که با غرق کردن آنها در امور خلاف اخلاق می کوشد تا مانع آن شود که زنان آزاد باشند. اسلام شدیدا" معترض به این امر است. رژیم آزادی زن را البته نظیر آزادی مرد از میان برد و پایمال ساخته است. زنان مانند مردان زندان های ایران را پر کرده اند. در اینجاست که آزادی آنها در معرض تهدید و در خطر قرار گرفته است. ما می خواهیم که زنان را از فساد که آنان را تهدید می کند، آزاد سازیم.

ما حتی برای سرنگون کردن شاه با مارکسیست ها همکاری نخواهیم کرد من همواره به هواداران خود گفته ام که این کار را نکنند. ما با طرز تلقی آنها مخالفیم، ما می دانیم آنها از پشت به ما خنجر زده اند و اگر روزی به قدرت برسند، رژیمی دیکتاتوری برقرار خواهند کرد و این مخالف روح اسلام است. اما در جامعه ای که ما به فکر اسقرار آن هستیم، مارکسیست ها در بیان مطالب خود آزاد خواهند بود، زیرا ما اطمینان داریم اسلام دربردارنده پاسخ نیازهای مردم است. ایمان و اعتقاد ما قادر است که با ایدئولوژی آنها مقابله کند در فلسفه اسلامی از همان ابتدا مسئله کسانی مطرح شده است که وجود خدا را انکار می کرده اند ما هیچ گاه آزادی آنها را سلب نکرده و به آنان لطمه وارد نیاورده ایم. هرکس آزاد است که اظهار عقیده کند و برای توطئه کردن آزاد نیست.

خبرنگار: آیا خود شما در نظر دارید که در راس آن قرار گیرید؟

آقای خمینی: شخصا" نه. نه سن من و نه موقع و نه مقام من و نه میل و رغبت من، متوجه چنین امری نیست. اگر موقعیت پیش آید ما در میان کسانی که در جریان مفاهیم و فکر اسلامی مربوط به حکومت هستند، شخصی و یا اشخاصی را که مستعد تعهد چنین امری باشند، انتخاب خواهیم کرد.    

روزنامه فرانسوی فیگارو -  22 مهر 57

خبرنگار: قیام کنونی در ایران با جنبش های چپ و چپ افراطی رابطه دارد یا نه؟

آقای خمینی: ما همیشه از اتحاد با این احزاب سر باز زده ایم ولی در واقع امروزه تمام مخالفین ایرانی تحت لوای مذهب و به نام بیان درست و صحیح اسلام سازمان یافته و تظاهر می کنند، دلیل آن هم روشن است، گروههای چپی یا کمونیست تقریبا" از بین رفته اند، آنها نمی توانند در نهضت مردمی ای که در جریان است هیچ وزنه ای داشته باشند، ولی طبیعتا" برای گول زدن افکار عمومی بخصوص در خارج ایران، رژیم سعی می کند چنین تبلیغ کند و به همه کسانی که علیه دیکتاتوری شاه مبارزه می کنند، نسبت مارکسیستی بدهد.

ما موافق رژیم آزادی های کامل هستیم. باید حدود رژیم آینده ایران، همانگونه که برای کلیه دولتهای متکی به مردم مطرح است منافع مجموع جامعه را بر بگیرد و همچنین باید به شئون جامعه ایرانی مقید بوده باشد زیرا، عرضه یک جامعه غیر محدود، دستبرد به شرف مردان و زنان آن می باشد.

رژیم شاه با اقلیت های مذهبی رفتار بهتر از رفتار با مسلمانان ندارد. ما طبیعتا" نسبت به عقاید مذهبی دیگران بیشترین احترام را پس از سرنگونی دیکتاتوری و استقرار یک رژیم آزاد می گذاریم، شرایط حیات برای اکثریت مسلمانان و اقلیت های مذهبی بسیار خوب خواهد شد.

روزنامه انگلیسی گاردین – خانم الیزابت تارگود  -   10 آبان 57

ما خواهان استقرار یک جمهوری اسلامی هستیم و آن حکومتی است متکی به آرای عمومی، شکل نهایی حکومت با توجه به شرایط و مقتضیات کنونی جامعه ما، توسط خود مردم تعیین خواهد شد.

امیدوارم کار به جهاد مسلحانه نرسد و همین طور که ملت عمل می کند مسائل حل شود و مقصد ملت که رفتن رژیم و برقراری حکومت اسلامی است، تحقق پیدا کند. لیکن اگر مسائل خیلی طول کشیده و پیچیده شود، ممکن است در آن تجدید نظر نماییم.

 من خود نمی خواهم حکومت را در دست بگیرم. اما مردم را برای انتخاب حکومت هدایت خواهم کرد و شرایط آن را به مردم اعلام می کنم.

مجله آلمانی اشپیگل   -    16 آبان 57

خواست ملت را نمایندگان منتخب او به تصمیم سیاسی و رهبری سیاسی دور از فساد و خدمتگزار مردم تبدیل می کنند. اقلیت های مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند بود.

جامعه آینده ما جامعه آزادی خواهد بود و همه نهادهای فشار و اختناق و همچنین استثمار از میان خواهد رفت.آنانی که امروز در نظام پلیسی از فعالیت های فکری و آزادی در کار محروم شده است تمامی اسباب ترقی واقعی و ابتکار را بدست خواهد آورد. جامعه فردا، جامعه ارزیاب و منتقدی خواهد بود که در آن تمامی مردم در رهبری امور خویش شرکت خواهند جست. 

مصاحبه نماینده سازمان عفو بین الملل  -   19 آبان 57

خبرنگار: آیا در حکومت اسلامی، مارکسیست ها آزادی عقیده و آزادی بیان عقیده دارند؟ آیا در حکومت اسلامی مارکسیست ها آزادی انتخاب شغل دارند؟

آقای خمینی: در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در هرگونه عقیده ای هستند و لیکن آزادی خرابکاری را ندارند. در اسلام آزادی انتخاب شغل برای هر فردی بر حسب ضوابط قانونی محفوظ است.

مصاحبه تلویزیون سراسری B.P.S  امریکا  -  10 آذر 57

خبرنگار: دولت شاه گفته است که ما در دوشهر از شهرهای ایران، مقادیری اسلحه کشف کرده ایم. آیا این بدان معناست که شما و طرفدارانتان اسلحه جمع آوری کرده اید؟

آقای خمینی: طرفداران ما برای مقابله با ظلم مشغول مهیا شدن هستند. لیکن حالا دولت ایران راست می گوید!؟ من نمی دانم.

خبرنگار: حضرت آیه الله، آیا خود شما مطلع هستید که طرفدارانتان مسلح شده اند؟

آقای خمینی: به ما گفته اند که ما می خواهیم مهیا شویم و من هم اجازه مهیا شدن داده ام.

خبرنگار: که به معنای اینکه اسلحه حمع می کنند؟

آقای خمینی: بله.

خبرنگار: شما از کجا این سلاح ها را بدست می آورید.

آقای خمینی: نمی دانم.

خبرنگار: اگر دولت مورد نظر شما بر سرکار بیاید چه تغییراتی در روابط شما با آمریکا بوجود خواهد آمد؟

آقای خمینی: ما نمی خواهیم که به امریکا ظلم کنیم و نمی خواهیم که زیر بار ظلم آمریکا برویم. آنها کارهایی که کردند و ظلم به ما بوده است، ما آنها را تحمل نخواهیم کرد. اما روابط دوستانه با همه ملت ها داریم و دولت ها هم اگر بطور احترام آمیز با ما رفتار کنند، ما هم احترام متقابل را رعایت می کنیم.

روزنامه آمریکایی لوس آنجلس تایمز – خانم جرجی گایر  -  16 آذر 57

خبرنگار: شکل دولت اسلامی که شما برای آینده در نظر دارید چگونه است؟ و آیا این یک شکلی است در سوسیالیزم اسلامی؟ و آیا دولت اسلامی شما چگونه می خواهد یک کشور صنعتی نوین را اداره بکند؟

آقای خمینی:اما شکل حکومت ما جمهوری اسلامی است.جمهوری به معنای اینکه متکی بر آرای اکثریت است و اسلامی برای اینکه متکی به قانون اسلام است و دیگر حکومت ها این طور نیستند که تکیه بر قانون اسلام داشته باشند. اما اداره مملکت کارشناسانی هستند که الان در انزوا هستند و در زمان حکومت شاه از باب اینکه انسانهایی امین بوده اند از کار برکنار مانده اند، از باب اینکه با شاه نمی خواستند همراهی بکنند. اینها کارشناسانی هستند که کار را انجام خواهند داد.

اما راجع به بهره بانکی، ما بانکهایی که بی بهره باشند باید تاسیس کنیم. ما بهره ها را جایز نمی دانیم. اما راجع به صنایع، صنایع را در ایران به بهترین وجه پایه گذاری خواهیم کرد و اما آنچه که امروز بعنوان صنایع است در ایران، مونتاژی بیش نیست و اصولا" به درد نمی خورد.       

مصاحبه با دکتر کرککروفت استاد دانشگاه روتکرز  -   7 دی 57

 خبرنگار: رفتار شما با اقلیت های مذهبی در حکومت اسلامی چگونه خواهد بود؟ اقلیت هایی مثل مسامانان سنی، صوفی ها، آشوریان، مسیحیان، ارمنیان، یهودیان و بهائیان آیا در تحت حکومت اسلامی پیشنهادی شما، یک نفر غیر مسلمان مارکسیست – غیر از حزب توده -  و یا زنان می توانند در پستهایی مثل مقامات نظامی یا غیر نظامی خدمت کنند؟

آقای خمینی: اولا" برادران اهل سنت هرگز از اقلیت های مذهبی نیستند و ما بارها گفته ایم که رفتارمان با اقلیت های مذهبی بسیار خوب خواهد بود، اسلام آنان را محترم شمرده است. ما به آنان تمام حقوقشان را می دهیم، آنان حق دارند در مجلس وکیل داشته باشند و آزادند به فعالیت های سیاسی، اجتماعی بپردازند و آزادانه امور مذهبی خود را انجام دهند، آنان ایرانی هستند و مثل سایر ایرانیان در زیر چتر حکومت اسلامی زندگی با امنیت کامل خواهند داشت، در امور نظامی مثل سایر امور زنان می توانند کارهایی را به عهده بگیرند و در صدر اسلام زنان در جبهه بوده اند و آنچه مربوط به مجروحین بوده است به عهده آنان گذاشسته می شده است.

پاسخ آقای خمینی به پرسش های دیگر این خبرنگار: بارها گفته ام که تجار در حکومت اسلامی بدین صورتی که امروز وجود دارد، وجود نخواهد داشت، تجاری که امروز در ایران هستند به مناسبت روابط اقتصادی غیر اسلامی به چنین سرمایه دارهایی تبدیل شده اند والا در حکومت اسلامی هرگز فاصله طبقاتی بدین صورت نخواهد شد و تقریبا" همه دریک سطح زندگی خواهند کرد.

تبلیغات سو شاه و کسانی که با پول شاه خریده شده اند، چنان موضوع آزادی زن را برای مردم مشتبه کرده اند که خیال می کنند فقط اسلام آمده است که زن را خانه نشین کند. چرا با درس خواندن زن مخالف باشیم؟ چرا با کار کردن او مخالف باشیم؟ چرا زن نتواند کارهای دولتی انجام دهد؟ چرا با مسافرت کردن زن مخالفت کنیم؟ زن چون مرد در تمام این ها آزاد است زن هرگز با مرد فرقی ندارد، آری در اسلام زن باید حجاب داشته باشد ولی لازم نیست که چادر باشد، بلکه زن می تواند هر لباسی را که حجابش را بوجود آورد اختیار کند، ما نمی توانیم و اسلام نمی خواهد که زن بعنوان یک شی و یک عروسک در دست ما باشد، اسلام می خواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانی جدی و کارآمد بسازد ما هرگز اجازه نمی دهیم تا زنان ما فقط شیئی برای مردان و آلت هوسرانی باشند. اسلام سقط جنین را حرام می داند و زن در ضمن عقد ازدواج می تواند حق طلاق را برای خودش بوجود آورد. احترام و آزادی که اسلام به زن داده است هیچ قانون و مکتبی نداده است.

ما امیدواریم که مبارزاتمان به همین صورتی که است شاه را شکست دهیم ولی اگر شاه به جنایات خود ادامه دهد، جنگ مسلحانه را مورد بررسی قرار خواهیم داد.   

روزنامه انگلیسی اکسپرس  - 13 دی 57

شکل دولت ها چندان اهمیت حیاتی در حفظ دموکراسی و تامین هرچه بیشتر آرمان های انسانی ملت ندارد، هر چند که بعضی از آنها نسبت به اشکال دیگر ترجیح دارد ولی آنچه مهمتر است ضوابطی است که در افرادی که برای قبول مسئولیت ها انتخاب می شوند باید رعایت شود و نیز ضوابطی است که عمل و رعایت آنها باید برای دولت ها غیرقابل اجتناب شناخته شود که اگر این ضوابط و معیارها که در اسلام بر آنها تاکید شده است دقیقا" رعایت شود، بوجود آمدن جامعه ای مترقی و پیشرو را می توان جدا" امیدوار بود و همین مساله مهم است که امروز در دنیا مورد توجه نیست و ما با تکیه بر اسلام می خواهیم به یاری خدای تعالی حقیقتی خیره کننده را به دنیا معرفی کنیم.

خبرنگار:راجع به رفتار آمریکا چه فکر می کنید؟

دولت و رئیس جمهوری امریکا تا کنون درست مانند یک دشمن با ملت ایران رفتار کرده است، سالها غارت منابع کشور ما و تحمیل هزینه های سنگین مستشاران نظامی از یک طرف و پایگاههای نظامی از طرف دیگر، سرمایه گذاریهای سنگین که حداکثر سو استفاده ها را از تمامی امکان وسیع کشور و ملت ما کرده است و امروز هم شاه و عمال او را در کشتار بی رحمانه مردم ما تشویق و حمایت می کند و بر ملت امریکاست که رئیس جمهوری خود را وادار کنند که روش خود را تغییر دهد.  

روزنامه ایتالیائی لوتاکونتینوا  -  19 دی 57

اسلامی که بیشترین تاکید خود رابر اندیشه و فکر قرار داده است و انسان را به آزادی از همه خرافات و اسارت قدرت های ارتجاعی و ضد انسانی دعوت می کند چگونه ممکن است با تمدن و پیشرفت و نوآوریهای مفید بشر که حاصل تجربه های اوست سازگار نباشد.

اسلام در رابطه بین دولت و زمامدار و ملت ضوابطی و حدودی معین کرده است و برای هریک بر دیگری حقوقی تعیین نموده است که درصورت رعایت آن هرگز چنین رابطه ای یعنی رابطه مسلط و زیر سلطه بوجود نمی آید. اساسا" حکومت کردن و زمامداری در اسلام یک تکلیف و وظیفه الهی است که یک فرد در مقام حکومت و زمامداری، گذشته از وظایفی که بر همه مسلمین واجب است یک سلسله تکالیف سنگین دیگری نیز برعهده اوست که باید انجام دهد.حکومت و زمامداری در دست فرد یا افراد، وسیله فخر و بزرگی بر دیگران نیست که از این مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتی را پایمال کند. هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیما" در برابر سایرین زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع کننده ای بدهد و در غیر این صورت اگر برخلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد خود به خود از مقام زمامداری معزول است و ضوابط دیگری وجود دارد که این مشکل را حل می کند.

آژانس سیگما  -  20 دی 57

خبرنگار: آیا توده هایی که در بازارند و پیروان شمایند، پشتیبانیشان از شما بعلت عقاید مذهبیشان است؟ بعلت اعتقادشان به شماست؟ و یا بعل این است که شما شانس تظاهرات علیه شاه را برای ایشان فراهم آورده اید؟

آقای خمینی: بله به دلیل عقاید مذهبیشان است که آن ها را وادار می کند علیه ظلم و دیکتاتوری قیام کنند و اساسا" اسلام مذهبی است که هم به آنان مبارزه با ظلم و نابرابریها را می آموزد و هم اینکه چگونه باید یک جامعه سالم مترقی و پیشرو بنا کنند و چون ما را بیان کننده عقاید و خواسته های خود می دانند از ما پشتیبانی می کنند.

روزنامه سنگاپوری استریت تایمز  -  25 دی 57

من و سایر روحانیون در حکومت پستی را اشغال نمی کنیم وظیفه روحانیون ارشاد دولت هاست و اما ما خواستار برکناری شاه هستیم و می خواهیم حکومت عدل اسلامی را جایگزین این نظام فاسد گردانیم و پیروزی از آن ماست.

من در حکومت آینده نقش هدایت را دارم. غرب و شرق برای ما فرقی ندارد و اصل منافع ملت ایران است که باید به بهترین وجه رعایت شود. اگر شرق و غرب احترامات لازمه را نسبت به ملت ایران رعایت نمایند ما هم به همان شیوه با آنها رفتار می کنیم.

ما با ملت آمریکا روابط دوستانه داریم و با دولت آمریکا روابطی برقرار می کنیم که به نفع ملت ایران باشد.

آمریکا تا حال از شاه دفاع کرده است و به همین جهت دشمن شماره یک ملت ایران است، ما دخالت آمریکا را در ایران محکوم می کنیم، آمریکا برای اینکه در ایران پایگاه داشته باشد و منابع ما را به یغما ببرد هیچ کس را بهتر از شاه ندارد تا آنچه را که آمریکا می خواهد بکند و به همین دلیل است که از شاه مخلوع دفاع می کند. ما به امید خدا ایران را مستقل خواهیم کرد ملت ایران با مجاهدت بی دریغ خود و کشته دادن های بیشمار خود بالاخره شاه را از ایران بیرون می کند و نظام شاهنشاهی را برچیده و حکومت عدل اسلامی را جایگزین آن خواهیم کرد.

آزادی به هرکس تا آنجا که به ضرر ملت ایران نباشد داده خواهد شد و هیچ گونه اختناقی برای مردم نخواهد بود.

من کرارا" گفته ام و نوشته ام که ما بعد از بیرون کردن شاه و دودمانش -البته در صورتی که شاه بدست مردم نیفتد والا او را در دادگاه آزاد محاکمه کرده و به سزای اعمالش می رسانیم- و برچیدن رژیم شاهنشاهی، یک حکومت جمهوری اسلامی را به آرای عمومی می گذاریم، در این حکومت ایران آزاد خواهد شد و استقلال واقعی خود را بدست خواهد آورد، استقلال سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی. در این حکومت همه آزادند تا اظهار عقیده کنند. مردم ایران از وابستگی به اجنبی و استبداد داخلی به جان آمده اند و برای تحقق استقلال واقعی، خود را بی مهابا جلوی گلوگه قرار می دهند، در کجای دنیا مردمی مثل مردم ایران می توان سراغ داد که برای احقاق حقوق خود با دست خالی به جنگ آمریکا، شوروی، انگلیس و سایر کشورهای طرفدار شاه برود. حال خوب فهمیدید که چه می خواهم بگویم. البته برای همه مردم جهان و حتی سیاسیون ایران سخت است قبول این معنا که چگونه بدون اتکا به شرق و غرب می خواهید پیروز شوید و به همه و حتی سیاسیون ایران که همگی می گفتند و می گویند شاه را اگر بتوانیم بیرون کنیم، با رژیم نمی شود مخالفت کرد، به من همگی بدون استثنا می گویند که اولا" دست از مخالفت با رژیم شاهنشاهی بردار، مخالفت با رژیم غیر ممکن است، من همان حرفی را که به آنها زدم به شما هم صریحا" می گویم که به امید خدا پیروزی نزدیک است.من شاه را بیرون می کنم.رژیم شاهنشاهی را از بن خواهم کند و جمهوری اسلامی را جایگزین آن خواهم کرد و اما کودتای نظامی به نفع شاه اگر صورت بگیرد دردی را دوا نمی کند، چرا که امروز مردم در چنین کودتایی به سر می برند، با این وصف مقاومت کرده اند. باز می گویم راهی جز برکناری شاه و برچیده شدن نظام شاهنشاهی باقی نمانده است.  

رادیو مونت کارلو  -  7 بهمن 57

همه احزاب در ایران آزاد خواهند بود مگر آنکه مخالف با مصالح ملت باشند، اظهار عقاید آزاد است. اقلیت های مذهبی نیز همه محترمند و حقوقشان محفوظ است.

حجاب به معنای متداول میان ما که اسمش حجاب اسلامی است با آزادی مخالفتی ندارد اسلام با آنچه خلاف عفت است مخالفت دارد و ما آنان را دعوت می کنیم که به حجاب اسلامی روی آورند،زنان شجاع ما دیگر از بلاهایی که غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است به ستوه آمده اند و به اسلام پناهنده شده اند.

خبرنگار: به چه دلیل دولت بختیار را غیرسازنده می دانید؟

به دلیل مخالفت مردم، بختیار را شاه نصب کرده است و مردم همه با شاه مخالفند و او را عزل کرده اند و در تظاهرات و راهپیمایی های مکرر این معنی را ثابت کرده اند. دولت قانونی باید از مردم و برای مردم باشد نه مخالف مردم.

+ نوشته شده در  85/11/10ساعت 20:46  توسط شیرویه  | 

 

بهانه من برای نگارش این متن مصاحبه ای است که جناب آقای غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس شورای جمهوری اسلامی چند روز پیش انجام دادند و در آنجا پس از بیان مطالب گوناگون پیرامون موضوعات مختلف در پاسخ به سوالی در رابطه با تعیین تکلیف مکان مجلس شورای ملی (مجلس دوران مشروطه واقع در میدان بهارستان تهران) می گویند که قرار است این مجلس تبدیل به موزه مشروطه شود و در مورد بنای سردر این مجلس که توسط انقلابیون در سال پنجاه و هفت خورشیدی نشانهای شیر و خورشید آن پایین کشیده شده بود و هم اکنون دروازه آن بدون سردر است توضیح می دهند که: این موضوع در دست بررسی قرار دارد، چنانچه به این نتیجه برسند که این نشانها اسباب ناراحتی مردم را فراهم نمی کند، به آن مکان بازگردانده خواهند شد وگرنه باید از نشانهای جدیدی بر سر در آن مکان استفاده شود.