تبليغاتX
ایرانیان پاک سرشت
سیاسی-اجتماعی

به طوریکه از اخبار شنیده ایم قرار است از فردا شب سلسله برنامه هایی زیر عنوان "سیره عملی امام" از اخبار سراسری ساعت 9 پخش گردد، اینگونه برنامه ها ناخودآگاه آدمی را به یاد کشورهای کمونیستی می اندازد که در آنـها بلاانقطاع ایدئولوژی حاکم از تمامی رسانه ها و مظاهر بیرونی آنها ترویج می گردد و هیچ گونه مرام دیگری اجازه عرض اندام در اجتماع و عالم سیاست را نمی یابد.

شوربختانه در کشور ما نیز اکنون پس از گذشت 30 سال از انقلابی که نوید آزادی در آن داده می شد اندک اندک روزنه های کوچک تنفس ملت در حال انسداد است و حاکمیت در حال پیمودن بیراهه ای است که آن کشورها سالیان دراز در آن گام زده بودند و همگی شاهد اضمحلال اجتماعی و سیاسی شان بوده ایم.

به این موضوع اما می توان از زاویه ای دیگر نیز نگریست و آن از حالت نخست زشت تر و نشانه اضحملال اخلاق ما ایرانیان است، چرا که همچنان می خواهیم در راه کسی  گام زنیم و ادامه دهنده راه کسی باشیم که 20 سال پیش این جهان را بدرود گفته و با وجود سانسور شدید حاکم بر کشور که مانع نقد درست وی شده است اخبار هولناک و تکان دهنده ای در اطراف وی به گوش می رسد، آیا نباید حتی یکبار از خود این پرسش را مطرح نماییم که چرا به ما این اجازه داده نمی شود که آرا و دیدگاههای آن مرد را نقد نماییم، آیا این ممنوعیت از بی پایگی و سستی آن آرا خبر نمی دهند؟ آیا این ممنوعیت از دکان بازای برای مدعیان خط امام و ... خبر نمی دهد؟ آیا ...

بسیار از این آیاها می توان ردیف نمود ولی به جای تمامی این خامه سرایی ها بهتر است کمی به تعقل پردازیم و ضمن محکومیت این گونه برنامه ها که از اکنون می توان تا حدودی محتوایشان را پیش بینی نمود و تخطئه چهره هایی چون مهندس بازرگان و آیت الله طالقانی و بنی صدر و بسیاری دیگر را پیش بینی کرد به فکر نقد آن راه و روش باشیم که با فریب ملتی در سده 20 میلادی آنها را اسیر استبداد دینی و حکومت ملایان کرد، کسانی که تنها هنرشان رمیدن از مقابل هر نوع مظهری از مدرنیته و پناهیدن به سنت های پوسیده است.

ما باید با نقد کسانی چون آقای خمینی راه خویش را به مست بهروزی باز نماییم نه اینکه با بت نمودن وی هر چه بیشتر در این منجلاب فرو رویم.

+ نوشته شده در  87/02/29ساعت 18:36  توسط شیرویه  | 

رئیس جمهوری در جمع دانشجویان از دیدار خود با همسر دکتر حسین فاطمی سخن به میان آورد و از این دیدار دفاع نمود، نخست باید این دیدار را از زاویه کسب وجهه برای رئیس جمهور و ژست ملی که وی به خود گرفته است مورد بررسی قرار داد و از سوی دیگر به دوستان دانشجو خرده گرفت که چرا در پیمودن راه نیکبختی ملت همواره در پی کنار گزاردن خدمت گذاران وطن به عناوین گوناگون هستند؟!

ولی با این مقدمات باید عرض کنم هدف از نوشتار  اینجانب نه آن دیدار و نه دفاع آقای احمدی نژاد از آن حرکت و نه اندز به دانشجویان است بلکه آنچه جای سرافکندگی ماست محل زیست همسر دکتر فاطمی است، ایشان حدود 50 سال است در انگلستان؛ طراح و مجری کودتای ننگین 28 مرداد که کاخ های آرزوهای ملتی را در رسیدن به دموکراسی و پیشرفت مادی و معنوی ویران نمود می زیند، آیا نباید از خود این پرسش را مطرح نماییم که کشورهای غربی چگونه محیطی را برای ملت خود و بیگانگان فراهم آورده اند که حتی در اوج دشمنی شان با ملتی دیگر باز هم کعبه آمال و آرزوها و آرمان شهر آن ملتها و بهترین نقطه برای زیست ایشان محسوب می شوند؟

 

+ نوشته شده در  87/02/28ساعت 12:56  توسط شیرویه  | 

خبری که نماینده مهاباد در رابطه با هزینه یک میلیاردی میهمانی آقای حداد عادل برای نمایندگان دوره هشتم پارلمان داده بودند اگر چه با تکذیب رئیس مجلس همراه شد و ایشان در صفحه تلویزیون هزینه این چنینی را تکذیب فرمودند ولی این تکذیب بر بستر ناآگاهی افکار عمومی استوار بود چرا که با احتساب هزینه هتل حدود دویست نماینده که هریک تعدادی همراه نیز با خود داشته و دست کم دو شب در تهران نشیمن گرفتند این هزینه به هیچ روی دور از انتظار نمی نماید.

فریب افکار عمومی از سوی سردمداران رژیم هر چند به امری عادی و روزمره بدل شده و چندان حساسیتی را بر نمی انگیزد و افکار عمومی در قبال این گونه اخبار مصونیت یافته است و به نوعی اعداد و ارقام و تعداد صفرها دیگری اثری در مردم ندارد و ملت به نوعی فراموشی دچار گشته اند اما باز هم یادآوری برخی مسائل از باب گوشزد نمودنشان از آنجا که خیلی از تاریخ بیانشان نمی گذرد و کسانی که با آن افاضات هنوز در مسندند و اینگونه عمل می نمایند چندان بیراه نیست.

در هنگامه شروع به کار مجلس هفتم در روزنامه ها می خواندیم در کمسیون ها از سرو نمودن میوه و شیرنی دوری می شود و از آن با عنوان ساده زیستی و کاهش هزینه ها یاد می شود، در هنگام شروع به کار دولت نهم آب گرم اداره ها و وزارت خانه را قطع نمودند، یا هنگامی که دولت آقای خاتمی هواپیمای تشریفاتی خریداری نمود، روزنامه ها او و دولتش را به یاد انتقاد گرفتند ولی پس از گذشت مدتی شاهد این بریز و بپاش ها در مجلس و نیز استفاده از همان هواپیما توسط وزیران دولت کنونی بودیم.

آیا باز هم باید فریب ساده زیستی و شعارهای پوپولیستی را خورد؟!

+ نوشته شده در  87/01/30ساعت 18:34  توسط شیرویه  | 

از زمانی که صحبت از برکناری آقای پورمحمدی از وزارت کشور بر سر زبانها افتاد، به ناگهان تمامی فعالان سیاسی منتقد اتهاماتی که پیرامون نقش ایشان در اعدامهای سال 67 و قتل های زنجیره ای سال 77 و نیز ردصلاحیت های گسترده کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم توسط هیاتهای اجرایی اتفاق افتاد را به دست فراموشی سپردند و تلاش خود را در بزرگنمایی اختلاف میان دولتیان و به نوعی جانبداری سخیف از شخص وزیر قرار دادند.

اینگونه عملکرد از سوی اصلاح طلبان داخلی و منتقدان اپوزیسیون به دور از اخلاق سیاسی و نشاندهده ضعف های فراوانی در ایشان است که آنها را از هرگونه صلاحیت برای به دست گیری سرنوشت کشور تهی می نماید.

آقای پورمحمدی همان شخصی است که حتی اصولگرایان راه یافته به مجلس هفتم در هنگامه رای اعتماد به وزیران از انتخاب وی به این سمت دل خوشی نداشته و سوابق او را در پست معاونت آقای فلاحیان به درستی، تیره تشخیص داده بودند، با این وجود امروز به دلیل لج بازی و جبران زبونی خود در قبال بی اعتنایی های دولت به مجلس و مصوبات آن و بی عملی خود در استفاده از مکانیسم های پیش بینی شده قانونی در الزام دولت به رعایت شان مجلس بازی کودکانه ای را شکل داده تا از این رهگذر مخالفت خود را با رئیس دولت به شکلی منفعلانه به نمایش گذارند.

در پایان تنها ذکر یک نکته را لازم می دانم و آن اینکه امید می رود آقای احمدی نژادی که از استفاده از مدیران دارای نقش در قتل های زنجیره ای ابایی نداشته و کسانی چون آقایان پورمحمدی، محسنی آژه ای، روح الله حسینیان (خسرو خوبان) و نیز صفارهرندی را در کابینه خویش به خدمت گرفت، پا را فراتر از آن ننهاده باشد و وارد فاز بعدی نقشه خود که استفاده از مهره های تندروتری است نگردیده باشد، به هر روی این افراد به هیچ عنوان شایستگی دفاع نداشته و ندارند و باید همگی در دادگاهی عادلانه پاسخگوی اتهاماتی که حول و حوش ایشان شنیده می شود باشند، البته نباید از نظر دور داشت کسی که افرادی با این پیشینه ها را به عنوان همکاران خویش بر می گزیند، علاوه بر دهن کجی به ملت و جانباختگان آن فجایع و خانواده های داغدارشان خود نیز با مرتکبان این جنایات هم اندیشه و هم نظر است.

 

+ نوشته شده در  87/01/29ساعت 13:10  توسط شیرویه  | 

در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده همیشه یکی از دغدغه های شهروندان و به تبع یکی از محورهای تبلیغاتی و برنامه های عملی کاندیداها حول محور بهداشت و درمان شکل می گیرد، در امریکا و کشورهای اروپایی که شاهد شاخص های بالایی در زمینه بهداشت هستیم همچنان تلاش گسترده در جهت راضی تر نمودن شهروندان انجام می گیرد، ولی شوربختانه در کشور ما همواره یکی از دغدغه های هم میهنانمان هزینه های بیمارستانی می باشد که حجم گسترده ای از نقدینگی ایشان را می بلعد.

در ویژه نامه نوروزی "اعتماد" گزارشی راجع به بیماران ایدزی چاپ شده بود که در آن بیان می داشت تنها بیمارستان خمینی اقدام به بستری نمودن این بیماران می نماید و بیمه ها نیز از زیر پوشش گیری این قشر از جامعه سر باز می زنند.

با این تفاسیر و نیز عنایت به رشد قابل ملاحظه درآمدهای ارزی کشور به مدد افزایش قیمت جهانی نفت، به نظر می رسد بیش از هر زمان دیگری اولویت بیمه همگانی و رایگان شدن هزینه های بیمارستانی احساس می شود، ولی باز هم با کمال شگفتی در اخبار می شنویم هزینه های درمانی که ابتدای آن با ویزیت پزشک آغاز می شود، 50 درصد افزایش یافته است!

بسیاری از امور چون این موضوع و نیز هزینه های آموزشی در کشورمان وجود دارند که جدای از سیاست می باشند و تغییر شرایط در آنها می تواند فارغ از نوع حاکمیتی که بر سر کار است و فارغ از دولتی که اداره جامعه را برعهده دارد به خواست و مطالبه شهروندان بدل گردیده و از این رهگذر آرامش روانی به جامعه تزریق شده و فرصتهای برابری برای شهروندان در جهت استفاده از امکانات آموزشی کشور فراهم شود.

+ نوشته شده در  87/01/28ساعت 13:3  توسط شیرویه  | 

همانطوریکه شاهد بودیم در طی هفته گذشته عبور مشعل المپیک از کشورهای اروپایی با واکنش های بعضا" خشونت آمیزی از سوی فعالان حقوق بشر در این قاره مواجه شد، این موضوع می تواند الگویی برای ما ایرانیان در برخورد با المیپک پیش روی باشد.

فعالان حقوق بشر در کشورمان و ایرانیان خارج از کشور می توانند گفتمان تحریم این المپیک را به گفتمان روز بدل نموده و از این رهگذر ضمن ایجاد اتفاق میان خود، فشار بر رژیم به منظور احترام نهادن به کرامت انسانی و رعایت ضوابط جهانشمول حقوق بشر را بیشتر نمایند.

از هم اکنون اگر بتوان زمینه این گفتمان را فراهم آورد امیدواری نسبت به نتاج آن بسیار بالاست، چرا که حتی اگر این جنبش موفق به تحمیل اراده خود بر رژیم نشود باز هم از این رهگذر توانسته صدای خود و از آن بالاتر گوشزد نمودن حقوق تک تک افراد ایرانی را به ایشان برساند، در این میان همراه نمودن اعضای کاروان المپیک با این خواست و هدف از اهمیت فراوانی برخوردار است، که این نیز وابسیته به سطح فعالیت ها و غنیمت شمردن زمان دارد.

+ نوشته شده در  87/01/27ساعت 11:25  توسط شیرویه  | 

بمب گذاری در حسینیه سیدالشهدای شیراز پس از حمله به کاروانهای راهیان نور در صورتیکه همچون بمب گذاری در حرم امام رضا و ترور صیاد شیرازی کار خود رژیم نبوده باشد، نشانه دست نهادن گروههای مخالف بر شریانهای هویت بخش رژیم است.

به هر روی رابطه میان خشونت و فضای باز سیاسی یک رابطه معکوس است به این معنی که هر چه فضا برای نقد و ابراز عقیده گشاده تر باشد، فضا و میدان برای جولان خشونت کاهش می یابد.

هر چند این ترور با صرفنظر از نظریه اجرای آن توسط خود رژیم، یک ترور هدفمند بوده است، ولی به نظر می رسد هنوز زمان برای انجام عملیات رادیکال و چریکی نامناسب است و راههای بسیاری، طی نشده باقی مانده اند، هنوز مقاومت های مدنی و اعتراض های دسته جمعی امتحان نشده اند و فشار از پایین به منظور گشایش فضا و نیز تشکیل نهادهای تاثیرگذار مدنی جا برای کار بسیار دارند، به همین دلیل سرکوب گروههای چریکی و سیاه نمایی هدفهای ایشان توسط رژیم با استقبال عمومی قابل ملاحظه ای مواجه می شود.

ولی تمامی این تحرکات باید چراغ قرمزی برای مسئولان جمهوری اسلامی و به ویژه حاکم اصلی باشد که اندک اندک مقاومت میان ایرانیان در حال شکل گیری است و در صورتیکه این مهم به موقع پاسخ درخور نیابد عواقب خطرناکی را هم برای ایشان و هم برای کلیت ایران به همراه خواهد داشت، چرا که فضای خشونت خالی از عقلانیت بوده و عواقب غیرقابل پیش بینی با خود به همراه دارد.

به امید اینکه حاکم اصلی اشتباه های شاه را تکرار نکرده و حاکمیت را به صاحبان اصلی آن باز گرداند.
+ نوشته شده در  87/01/26ساعت 11:49  توسط شیرویه  | 

از سال گذشته در اداره های تهران و از ابتدای امسال در شهرستانها سرویس ادارات حذف شدند، دولت با هر توجیهی که دست به این اقدام زده باشد، بار ترافیک شهرها را افزایش داده و تنش های مردم را افزوده است.

چرا که اکنون در ساعات اوج ترافیک که زمان بازگشایی ادارات و مدرسه هاست بار اضافی، علاوه بر بار معمول پیشین که ناشی از حذف سرویسهاست به  حمل و نقل شهری افزوده شده در حالیکه افزایش قابل ملاحظه ای که جوابگوی این نیاز جدید باشد در نظر گرفته نشده است.

کاهش هزینه های دولت از چنین راههایی بسیار اشتباه است و بار اصلی هزینه های پنهان چنین سیاستهایی را نخست مردم و سپس در طی یک چرخه معیوب خود دولت می پردازد.

+ نوشته شده در  87/01/25ساعت 12:1  توسط شیرویه  | 

در سفری که نوروز به کردستان داشتم، از ابتدای ورود و دریافت نقشه راهنمای سفر و نیز در جای جای شهر سنندج که چشم هر بیننده ای را به سوی خود می کشد، تصاویر بزرگی از صیاد شیرازی دیدم.

اکنون نیز که در حول و حوش روز ترور ایشان هستیم بد نیست به این موضوع پرداخته شود، جدای از خدماتی که ایشان در طول جنگ به میهن انجام دادند، نامشان برای مردم کردستان یادآور خاطرات دیگری است، که دلیل این همه تبلیغ نیز برای وی همین خاطرات است.

امید می رفت در سال پیش که به سال "اتحاد و انسجام اسلامی" نامگذاری شده بود، تلاش بیشتری برای همگرایی و دوری از افتراق ملی صورت می گرفت و اینگونه تحریکات به کمترینه ممکن می رسید، به هرروی نمایش تصاوری کسانی چون ایشان که نقش زیادی در کشتار مردم منطقه داشتند، کار شایسته ای نیست و می تواند در خشم فروخفته مردم کردستان و تحقیر آنان موثر واقع گردد.

+ نوشته شده در  87/01/24ساعت 11:48  توسط شیرویه  | 

فیلمی توسط یکی از نمایندگان پارلمان هلند به نام فتنه ساخته شده که در طی آن با نمایش تصاویری از حمله به برج های تجارت جهانی، سخنانی از قرآن در تایید اینگونه اقدامات خوانده می شود.

متاسفانه اینجانب امکان دیدن این فیلم را بدست نیاوردم و آنچه که نوشتم از منابع خبری گوناگون بوده، ساخت و نمایش اینترنتی این فیلم در کنار تئاتری 4 ساعته که براساس رمان آیه های شیطانی اجرا شد، ضرورت برخوردی گفتمانی میان مسلمانان و جهان مسیحی را ناگزیر ساخته است.

شاید اگر آقای خمینی در سالهای دهه 60 خورشیدی به جای صدور فتوای قتل سلمان رشدی نویسنده کتاب آیه های شیطانی با استقبال از این کتاب از پتانسیل های کلامی ادعایی اسلام در پاسخگویی به آن کتاب بهره می برد و به عنوان مثال کتابی در پاسخ به آن در ایران نگاشته می شد، ما امروز شاهد خشونت کمتری میان مسلمانان و جهان غرب می بودیم، همین امروز نیز هنوز این فرصت باقیست تا کسانی که ادعای جهانشمولی اسلام و فارغ بودنش از خشونت را دارند و آن را دینی رحمانی می دانند با استفاده از شرایط حاضر اقدام به ساخت فیلمی در جهت نمایش جنبه های رحمانی این دین نمایند و با تلطیف فضا، فرصت و میدان را از خشونت طلبان و رادیکالیسم اسلامی بگیرند.

آیا واقعا" جهان اسلام فاقد این روشن بینی و پتانسیل است؟!

+ نوشته شده در  87/01/21ساعت 12:11  توسط شیرویه  | 

امروز اول فروردین نخستین روز سال نوی ایرانی است، این روز فرخنده را به به تمامی پارسی زبانان و همگی کسانی که در هر کجای جهان این روز را گرامی می دارند، شادباش می گویم.

جای بسی خوشنودی و خوشحالی است که نیاکانمان بهترین موقیعت زمانی را که زمان اعتدال طبیعت است را به همراه نیکوترین خصایل انسانی مبدا سال خویش قرار دادند و فرزندان برومند ایشان نیز در طول تاریخ و زیر فشارهای بیگانگان و مهاجمان و از جمله در طی سالهای پس از انقلاب که تلاش بسیاری برای محو مظاهر ایرانیت انجام شد این آیین انسانی را به بهترین نحو ممکن حفظ و حراست نمودند.

اکنون نیز امیدواریم این سال جدید سالی بهتر از سالهای گذشته برای تمامی ایرانیان چه در داخل کشور و چه  خارج از مرزها و در کل برای تمامی مردم جهان باشد و شاهد سالی به دور از جنگ و استقرار صلح و به حاشیه رفتن خشونت ها باشم.

اکنون به این مناسبت بار دیگر قصد دارم دغدغه خویش را با شما در میان نهم، معتقدم بهترین وسیله برای حفظ و حراست از امنیت و کیان کشور تسلط و نفوذ معنوی و فرهنگی کشور در میان همسایگان و حتی میان مردم جهان است، به این دلیل نخستین و در دسترس ترین عامل را همین نوروز باستانی با پتاسنیل های عظیم فرهنگی و مطابقت کامل آن با اخلاقیات انسانی می دانم و معتقدم به بهترین شکل زمینه جذب و جلب نظر مردم دیگر کشورها را به سوی ملت ایران داراست، شاید دیگر زمان آن فرا رسیده باشد به دور از تعصبات ایدئولوژیک و مذهبی با دیدی انسانی تر و بر پایه فرهنگ ایرانی با دیگر کشورهای به ویژه کشورهایی که در آنها آیین نوروزی گرامی داشته می شود ارتباط برقرار نموده و به تنظیم روابط بپردازیم.

شاید در هیچ کشوری و در هیچ زمانی چون روزهای فرا رسیدن نوروز چنین جنب و جوشی در میان ملتی ایجاد نگردد که طی آن همگی به نظافتی عمومی کمر بسته و با حسن خلق با یکدیگر برخورد نمایند و چنین گسترده به دید و بازدید و مسافرت مبادرت کنند، باید قدر چنین آیین های ملی را نیک بدانیم.

 

+ نوشته شده در  87/01/01ساعت 22:37  توسط شیرویه  | 

امروز 29 اسفند سالروز ملی شدن نفت ایران است، ای کاش واقعا" نفت کشورمان به صورت کامل در دستان ملت قرار می گرفت و درآمدهای حاصل از آن خود به عاملی برای سرکوب ملت بدل نمی گشت.

ملت ایران به رهبری دکتر مصدق توانست با ملی نمودن صنایع نفت، از سرمایه های ملی خود صیانت نماید و از این رهگذر دست بیگانگان را از امورات سیاسی و زد و بندها و فسادهای مدیران بالایی جامعه قطع نماید، ولی متاسفانه اکنون پس از گذشت 57 سال از آن روز تاریخی و 54 سال از کودتای سیاه 28 مرداد هنوز هیچ یک از خیابانهای پایتخت و دیگر شهرهای ایران بنام دکتر مصدق نامگذاری نشده تا از زحمات این بزرگمرد قدرانی شود و به نسل های بعدی اهمیت میهن دوستی گوشزد شود به جای آن هر از چندی با آوردن نکته ای تلاش در جهت تخطئه دکتر مصدق انجام می شود.

گمان می کنم اکنون باید برای یکبار دیگر با عزمی ملی تلاشی دوباره برای ملی کردن واقعی نفت و درآمدهای حاصل از آن صورت گیرد و دست دولتمردان را از درآمدهای آن کوتاه کند، در این صورت میزان توانایی ها و میزان صداقت حاکمان بر ملت روشن خواهد شد و همگی ملت نیز از این سفره گسترده لقمه ای خواهند چشید.

 

+ نوشته شده در  86/12/29ساعت 18:32  توسط شیرویه  | 

دیروز بار دیگر ملت ایران آیین باستانی چهارشنبه سوری خود را به جا آوردند، در جریان این آیین بر خلاف وعده انتخاباتی وزیر کشور که ملت را در انجام این مراسم آزاد اعلام کرده بود، از نخستین ساعتهای شروع مراسم با حمله نیروهای پلیس و لباس شخصی و به ویژه حضور پر رنگ بسیج که چند سالی بود از صحنه جامعه به حاشیه رانده شده بودند، مواجه شدند، در این میان چند نکته ای شایان توجه است.

نخست اینکه در سالهای کودکی اینجانب و هنگامه میدان داری نیروهای تندرو در جمهوری اسلامی کاروانهایی در سطح شهر به راه افتاده و روشن نمودن آتش را نشانه آتش پرستی و در منافات با فرهنگ توحیدی و اسلامیت مردم اعلام می کردند، با برخوردهایی که با کوپه های آتش به راه انداخته شد و تلاش بیهوده ای که برای انصراف ملت از روشن نمودن آتش و برگزاری سنتی این جشن شاد که همراه با پریدن از روی آتش است به انجام رسید اندک اندک ترقه ها و مواد آتش زا جای خود را در بین جوانان و حتی میانسالان باز نمودند، اکنون نیز به نظر می رسد هنوز مجال برای بازگشت به شکل سنتی این مراسم که از جذابیت و نشاط بیشتری برخوردار است وجود دارد.

دوم اینکه با انتخاب نادرست ملت و فریب خوردن ایشان در برابر حجم عظیم تبلیغات رسانه های دولتی فضا برای تنفس ملت تنگ گشته است، آنگاهی که دولت گذشته با درایت و بدون کمترین درگیری و تنش توانسته بود، نیروهای بسیجی را از سطح شهر جمع آوری نموده و بسیجی بودن با شاخصه هایی چون، پیراهن های سیاه و اخلاق خشن و سیمای نامرتب و توهین به جوانان را تقبیح نماید، ولی شوربختانه اکنون با عقبگردی، دوباره به نقطه گذشته رسیده ایم.

در نهایت اینگونه برخورد پلیس با شهروندان خود و زدن آنها با باتوم و مشت و لگد تنها به دلیل برگزاری مراسمی چند هزار ساله که ریشه در فرهنگ و تمدن این ملت دارد و هیچ منافاتی به دلیل رشد عقلی ملت و پی بردن به ریشه های آن با فرهنگ دینی شان ندارد جای بسی تاسف است، بسیار به جاست متولیان امر فرهنگ کشور با مقایسه آیین های ملی ایرانی با آیین های مشابهی چون پرتاب کوجه فرنگی و پاشش رنگ و گاوبازی و ... در دیگر کشورها کمی به خود آمده و ژرفای محتوایی این آیین و سرآمدی آن را نسبت به آیین های دیگر کشورها به دور از تعصبات کور مذهبی ببیند و بدانند در صورت مبارزه بیشتر با اینگونه آیین ها، تا چند سالی دیگر شاهد برگزاری مراسم و آیین های وارداتی از دیگر کشورها و به صورت ناقص و ناهنجار خواهیم بود چرا که ملت در هر صورت نیاز به شادی دسته جمعی و تخلیه انرژی خود دارد، و خود را با دیگر کشورها مقایسه نموده و دلیلی برای محرومیت خود از اینگونه مراسم نمی یابد و در فقدان آیین ملی رو به آیین های بیگانه می آورد، پس ملت را در اجرای آیین های ملی آزاد گذارید و بستر را برای شادی هایشان فراهم آورید.

+ نوشته شده در  86/12/29ساعت 8:23  توسط شیرویه  | 

انتخابات و به معنای درست تر رای گیری در ایران برای دوره هشتم مجلس شورای ملی (هرچند به هیچ عنوان اعضای دوره های مختلف پارلمان را نماینده افکار عمومی و در نتیجه شایسته ملقب نمودن به عنوان نماینده ملت نمی دانم) انجام گرفت و نتایج نیز تا حدودی روشن شد.

دلیل اصرار بنده برای بکارگیری عبارت رای گیری به جای انتخابات تاکید تام و تمامی است که رژیم برای جلب شهروندان و بالا بردن اهمیت آن تا درجه عبادت خداوند نمود و به وضوح شرکت و صف ایستادن در صف های دراز رای گیری را به منظور نمایش برای جهانیان از نتایج انتخابات مهمتر اعلام کرد! یعنی در حقیقت آنچه برای سران جمهوری اسلامی از منتهای درجه اهمیت برخوردار است حضور توده ای و ناآگاه مردم از حقوق خود و تنها حضور صحنه پرکن برای ایجاد مشروعیت توده ای برای سران رژیم است، در دنیای مدرن امروز که کشورها گوی سبقت از یکدیگر می ربایند و ملتها هر چه بیشتر خواهان حقوق خویش می شوند این نوع نگاه به ملتی با پیشینه تاریخی کهن و سردمدار کسب حقوق ملی و شهروندی در منطقه و جهان اسلام شایسته ایشان نیست.

به هر روی این رای گیری نیز چون گذشته در اشتباهات محاسباتی احزاب و مردم انجام گرفت، رای گیری که به تمام معنا هوش و ذکاوت مسئولان جمهوری اسلامی را بار دیگر بر تمامی مخالفان ایشان نمایاند، در خواب زدگی  مخالفان همچنان به اشتباه تفسیر می گردد!

نتایج تاکیدهای مکرر سران رژیم در ذم تحزب را اکنون بیش از هر زمان دیگری می توان به عینه درک نمود، آنگاهی که در اکثریت شهرستانها به دلیل عدم امکان تبلیغ مناسب از سوی کاندیداها به واسطه هزینه های بالا و مهمتر از آن محدودیت های اعمال شده قانونی جدید، مردم حوزه های انتخابیه بعضا" تا روز انتخابات از تعداد کاندیداها بی خبر بوده و شناخت مناسبی جز از نمایندگان پیشینی که دوباره خود را در معرض انتخاب قرار داده بودند، نداشته اند!

با این اوصاف به نظر می رسد زمان آن فرا رسیده است که کاندیداهای اصلاح طلب به طور اخص و اپوزیسیون وطن خواه ایرانی به طور اعم تمامی هم خود را بر ایجاد تشکیلات قوی استوار کنند، از سوی دیگر تمامی احزاب ایرانی شرط حضور و شرکت خود را در انتخابات داشتن حداقل یک جریده قرار دهند چرا که تاثیرگذاری آن اظهر من الشمس است و به نوعی می توان هم آن را از حقوق شهروندان ( انتخاب کنندگان) دانست و هم حقوق انتخاب شوندگان.

در پایان ذکر دو مورد نیز خالی از لطف نیست شاید دوستانی این دو مورد را از سیمای جمهوری اسلامی ندیده و نشنیده باشند و یا دقت کافی در آن ننموده باشند.

نخست اینکه در روز رای گیری یکی از خبرنگاران صحبت از شخصی می کرد که او را دیده است و با وی صحبت کرده و آن شخص به خبرنگار گفته از چند روز پیش که در سفر بوده ام شناسنامه ام را همراه آورده ام تا روز رای گری به هر شهری رسیدم بتوانم به وظیفه ام!!! عمل نموده و رای دهم! شاید نیاز به توضیح نباشد که فسلفه وجودی انتخابات ایجاد و به عبارت بهتر اعمال حقی توسط شهروندان به منظور انتخاب نماینده دلخواه و موافق سلیقه چه از نظر فکری چه از نظر هر ملاک دیگری برای دفاع از حقوق انتخاب کننده است، در این میان جایگاه انتخابی چون انتخاب آن شخص موهوم که قصد دست زدن به چنان انتخابی که بدون هیچ شناختی از کاندیداهای شهر میان مسیر وی بوده کجاست؟!

دومین مورد به دعوت آخوندهایی که خود را متولی دین مردم می نامند بر می گردد، آنهایی که تمامی مظاهر مردم سالاری و شرکت مردم در تعیین سرنوشت خود و در کل هر مظهری از مدرنیته را در طول تاریخ مبارزات ملی ایران تا آن هنگام که ملت، اراده خود را بر ایشان تحمیل ننماید حرام اعلام نموده و پس از آن خواهان بدست گیری و مسخ آن توسط خود می شوند! اینان شرکت مردم را در انتخابات عبادت خداوند اعلام نمودند! باید از ایشان پرسید اگر شما به وجود خدا معتقدید و روز قیامت و معاد را باور دارید آیا هیچ پاسخی برای آن هنگام که خداوند از شما خواهد پرسید این وصله ناجور را از کجا بر من چسباندیده اید و از زبان من سخن گفته اید آماده نموده اند؟!

آقایان؛ دنیا پرستی بد است، رهایش کنید، چند صباحی که از عمر سراسر ... باقی مانده را با بدنامی بیشتر طی نکنید.

+ نوشته شده در  86/12/27ساعت 8:19  توسط شیرویه  | 

دیروز همزمان با چهلم حسین ابن علی مراسم تشییع پیکر تعدادی از شهدای جنگ در تهران انجام شد، آنچه در این میان دردآور است، این که تا به کی باید از احساسات ملی و مذهبی مردم در جهت سیاستهای این رژیم هزینه گردد!؟

کشته شدگان و معلولان جنگ هشت ساله قهرمانان ملی ما هستند و با وجود همه انتقادهایی که نسبت به سیاست های جنگی آن دوران وجود دارد ولی همواره ایشان از احترام و قداستی خدشه ناپذیر در میان ملت برخوردارند، ولی جای این پرسش باقی است که اکنون پس از گذشت 18 سال از پایان جنگ این استخوانها از کجا و چگونه بدست آمده اند و آیا هنوز هم پس از مراسم دیروز باز هم از این استخوانها در چنته آقایان برای روز مبادا باقی مانده است؟

آیا دفن این جانباختگان در محلهایی چون پارکها و دانشگاهها دلیلی جز این دارد که فردا به نام این عزیزان ولی در حقیقت به کام قدرت طلبان محدودیت های قرون وسطایی برای ملت فراهم آورند؟

چرا کسانی که از جهت ادامه و تطویل جنگ باید پاسخگوی ملت و خانواده شهدا باشند امروز سردمداران پاسداری از خون این عزیران گشته اند؟

+ نوشته شده در  86/12/10ساعت 10:59  توسط شیرویه  | 

 
>